سینمای خانگی | سوتفاهم یا سوتدبیر ؟

0

قصد داریم بخشی را به سینمای خانگی و آثار عرضه شده در آن اختصاص دهیم، چون این رسانه را مهم، تاثیرگذار و حساس می دانیم و سیاست های اعمال شده در این عرصه را غیرحرفه ای، شیطنت آمیز و در خوشبینانه ترین حالت، سهل انگارانه می دانیم. دلیل این مدعا نوع، نحوه و محتوای آثار عرضه شده است:

 ارائه آثار سینمایی که به دلایل مختلف مجوز اکران در سینما نگرفته اند و یا به دلیل محتوای ویژه مجوز اکران های محدود در سینمای هنر و تجربه یا سینماتک ها را گرفته اند، ارائه آثار ویدئویی با کیفیت نازل و با کمترین ممیزی از نظر محتوای غیراخلاقی و آسیب زای اجتماعی و ارائه آثار خارجی بدون نظارت محتوایی و ارائه آثار انیمیشن وکودک خارجی بدون توجه به عوارض آن و عدم وجود و درج درجه بندی سنی مناسب روی برخی از این محصولات.

اینها مواردی است که به آن پرداخته خواهد شد و سعی ما براین است که با معرفی این محصولات بتوانیم کمک مناسبی به خانواده های ایرانی در انتخاب محصول مناسب از نظر کیفیت و محتوا در این آشفته بازار عرضه محصولات خانگی داشته باشیم.

سینمای خانگی گسترده ترین شبکه توزیع فیلم و موسیقی در کشور است (به دلیل عرضه در اکثر سوپرمارکت ها و مغازه های محلی) و طبعا بیشترین مخاطب و مشتری را هم در این زمینه داردکه تیراژ بالای آثار عرضه شده و بهای نازل آثار نسبت به بلیط سینما و حضور دستگاههای پخش و سینماهای خانگی در اکثر منازل موید این موضوع است.

سوال این است که چگونه می شود فیلمی که برای اکران در سینماهای کم تماشاگر کنونی یا حتی اکران محدود برای افراد خاص در سینمای هنر و تجربه نتوانسته حداقل معیارهای لازم را کسب کند بدون هیچ مشکلی در این تیراژهای وسیع در جامعه پخش می شود و هیچ حساسیتی را هم برنمی انگیزد.

نوع عرضه این محصولات در این فروشگاهها شمشیر دولبه ای است که از یک سو  کمک خوبی برای جلب توجه مخاطبان است، چون مثلا وقتی کسی برای خرید روزانه به این فروشگاهها مراجعه می کند بهای این محصولات فرهنگی را در مقابل هزینه های خرید روزانه چنان نازل می یابد که به راحتی می تواند جایی در سبد خرید روزانه برای این کالای فرهنگی باز کند- حتی گاه ازاین محصولات به جای بقیه پول خرید به دلیل موجود نبودن پول خرد در دخل مغازه ها استفاده می شود – ولی از سوی دیگر همین نقطه قوت،در صورت عدم توجه به کیفیت آثار و تناسب اثر و مخاطب می تواند آسیب زا باشد و محصولات نامناسب را به درون خانواده ها ببرد.

وقتی کسی یک محصول فرهنگی را به این دلیل اینکه که مجاز است و مشکلی ندارد (اعتماد به سیستم نظارتی موجود) به خانه می برد دیگر همانند سایر محصولات غیرمجاز حساسیتی نسبت به در دسترس بودن این آثار ندارد و معمولا سی دی یا دی وی دی این آثار در کشوهای میز تلویزیون جای می گیرد و به دلیل عدم درج درجه بندی سنی محصول کودکان و نوجوانان خانه نیز به راحتی به آنها دسترسی دارند. از سوی دیگر به هنگام تماشای اثر نیز والدین حساسیتی به حضور فرزندان ندارند و این سرآغاز فاجعه است.

سوال این است که چگونه می شود فیلمی که برای اکران در سینماهای کم تماشاگر کنونی یا حتی اکران محدود برای افراد خاص در سینمای هنر و تجربه نتوانسته حداقل معیارهای لازم را کسب کند بدون هیچ مشکلی در این تیراژهای وسیع در جامعه پخش می شود و هیچ حساسیتی را هم برنمی انگیزد.

نکته جالب تر اینکه تولید کنندگان و توزیع کنندگان این آثار، بدون هیچ واهمه ای، از این ممنوعیت ها به عنوان تبلیغ برای شناساندن و فروش بیشتر محصولاتشان بهره می برند.

نکته بازهم جالب تر این است که  عباراتی همانند «به همراه صحنه های حذف شده در اکران سینمایی» یا«با تدوین مجدد» و تاکید بر دورزدن ممیزی ها به صورت فلاش و ستاره در پوستر و روی جلد این محصولات به عنوان عاملی دیگر برای جذب مخاطبان استفاده می شود و هیچ حساسیت و واکنشی را نیز به دنبال ندارد.

دغدغه این مطلب درست یا غلط بودن ممیزی ها یا حد و حدود صحیح ممیزی ها در سینما و تلویزیون نیست بلکه سیاست یک بام و دوهوای مسئولان امر و بازی دوگانه آنها در این زمین است که مشکل زا و آسیب زننده است.

اگر شکل یا محتوای ارائه اثری بر طبق قانون ممنوع است و ممیزی می شود و یا در شرایط خاص و برای افراد خاص مجوز ارائه می یابد، چگونه و بر اساس کدام منطق در رسانه دیگری تمام این محدودیت ها و ممنوعیت ها نادیده گرفته می شود که هیچ، بلکه از آنها به عنوان خوراک تبلیغاتی اثر استفاده می شود.

به چه کسی باید گفت که صرف ممیزی ظاهری یک اثر خارجی در تدوین و تغییر داستان آن در دوبله، نه تنها در ارائه محتوای آسیب زای آن بی اثر است و حتی ممکن است بر مخاطرات آن بیافزاید بلکه این عمل توهین به شعور مخاطب و باعث وازدگی و عکس العمل اوست.

به چه کسی باید گفت که صرف ممیزی ظاهری یک اثر خارجی در تدوین و تغییر داستان آن در دوبله، نه تنها در ارائه محتوای آسیب زای آن بی اثر است و حتی ممکن است بر مخاطرات آن بیافزاید بلکه این عمل توهین به شعور مخاطب و باعث وازدگی و عکس العمل اوست.

ساده انگاری مسئولان در ارائه آثار انیمیشنی خارجی با محتوای مغایر فرهنگی معضل دیگری است که متاسفانه نه تنها سینمای خانگی بلکه شبکه پویای تلویزیون را نیز دربرگرفته و بعضا شاهد ارائه آثاری هستیم که با تقطیع یا دوبله مغایر با محتوا سعی در پوشاندن مشکل اثر داشته اند در صورتی که هوش بالای کودک ایرانی که متاسفانه با عدم رعایت مردم و مسئولان، بیننده سریال ها و برنامه های بزرگسالان است و با این شگردها و ترفندها آشنایی دارد را دست کم گرفته اند و حتی در صورتی که این مساله هم مشکلی ایجاد نکند به دلیل سکته در روایت اصلی باعث ایجاد سوالات فراوانی در ذهن کودک می شود که اثر مخرب طولانی مدتی خواهد داشت.

کوتاه سخن، ضمن اینکه از پاسخ منطقی و مستدل مسئولان به این سوالات استقبال می کنیم و آماده ارائه و نشر آن هستیم و خود نیز به دنبال کسب پاسخ و برگزاری گفتگوها و میزگردهایی برای بررسی و پاسخ به این مشکلات بوده ایم و در حد وسع خود خواهیم کوشید معرفی مختصر و مناسبی از آثار قابل اعتنا ( و نه لزوما مورد تایید) این رسانه داشته باشیم تا خوانندگانمان را در انتخاب محصول فرهنگی مناسب برای خانواده یاری کنیم.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

یک پاسخ قرار دهید