یادداشت | هیهات | سه اپیزود و یک شاهکار

0

یادداشتی بر فیلم هیهات به بهانه پخش در شبکه نمایش خانگی

محمدرضا وحیدزاده


هیهات، فیلم قابل توجهی است؛ فیلمی اپیزودیک که در چهار بخش مجزا و به کارگردانی چهار کارگردان جوان کشور ساخته شده است. روایت اول این فیلم، ساخته «محمدهادی نائیجی»، یک کار به نسبت خوب است، روایت دوم ساخته «دانش اقباشاوی» هم، و نیز روایت سوم، ساخته «روح‌الله حجازی». این‌ها را گفتم که هرچه سریع‌تر از بخش‌‌های اول عبور کنم و برسم به روایت چهارم این فیلم. در خصوص سه روایت اول هم اگر کسی با این نظر موافق نباشد، سر پاسخ ندارم و از پیش تسلیمم.

و اما روایت چهارم. روایت چهارم هیهات یک اتفاق است؛ یک اثر مستقل ارزشمند و غافلگیرکننده، از فیلمسازی که پیش از این با نویسندگی آثاری چون وضعیت سفید و بوتیک و کارگردانی فیلمی چون سر به مهر، توانایی خویش در عرصه فیلمسازی را به همگان ثابت کرده بود. با این‌همه و با وجود این احراز توانایی، به اعتقاد نگارنده روایت چهارم فیلم هیهات را باید یک شگفتی دانست. برای توضیح بیشتر اجازه دهید کمی به عقب بازگردم؛ به جایی نزدیکی‌های دهه شصت؛ زمانی که متأثر از تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی که در ایرانِ پس از انقلاب رخ نموده بود، هنر و به ویژه سینما دستخوش تغییرات اساسی گردید. در این دوران، با پس‌لرزه‌های وسیعی که جامعه ایرانی در همه عرصه‌ها شاهد آن بود، کم کم نسل جدیدی در سینما سربرمی‌آورد که نه فقط حرفه خویش، که جهان را از منظر جدیدی می‌نگریست. این گروه از هنرمندانِ تازه به میدان آمده، با درک جدید‌ از نسبت خود و هستی، درکی که بی‌گمان بسیار متأثر از فضای جهاد و ایثار و آرمان‌خواهی در آن برهه از تاریخ بود، دریافت خود از جهان بیرون را به نحوی بر پردۀ نقره‌ای سینما به تصویر می‌کشیدند که به اعتقاد بسیاری از منتقدان سرمنشأ ظهور گونۀ متفاوتی از سینما شد؛ گونه‌ای که در ادامه باید آن را «سینمای دفاع مقدس» نامید.

به باور صاحب‌نظران این عرصه، سینمای دفاع مقدس دارای مؤلفه‌های منحصر به فردی بود که آشکارا آن را از سایر ژانرها مجزا می‌کرد. در این نوع از سینما، برای اولین بار با عدول از قواعد به ظاهر خدشه‌ناپذیر و مقدس‌نمای سینما، به جای پیروی از بن‌مایه‌هایی چون سی و شش وضعیت نمایشی «ژرژ پولتی»، بن‌مایه‌های جدیدی از جنس ایثار و شهادت‌خواهی به منصۀ ظهور رسید و مضامینی چون سلوک و خودسازی بر صدر نشست. شرح بیشتر این ماجرا، چیزی است که خود نیازمند مجال و وسعی بیش از این است. اما خلاصۀ کلام آن‌که با ظهور انسان عهد انقلاب اسلامی، هنری رخ نمایاند که ریشه در ژرف‌ساخت‌ها و آبشخورهای وجودی همو داشت. البته این نوع از سینما، در سال‌های بعد و با تحولات دیگری که جامعۀ ایرانی شاهد آن بود و با فاصله گرفتن فضای فرهنگی و اجتماعی کشور از حال و هوای دوران انقلاب و دفاع مقدس و ظهور دوره‌های جدیدی همچون سازندگی و اصلاحات، دستخوش تغییرات بسیار شد و بعضاً یا به محاق رفت یا گاهی قلب ماهیت گردید و تنها در تک‌مضراب‌هایی فرد و خلافِ آمد، به حیات خود ادامه داد.

روایت چهارم هیهات داستان سلوک آدم‌هایی است که در اثنای مواجهه با اتفاقات جدید، مسیری را می‌پایند که مقصد آن نور است. این در حالی است که در همان مجال تنگ و زمان کوتاه، کارگردان به خوبی توانسته است، با باورپذیر ساختن این تحول، مخاطب را در این سیر حرکتی صعودی، درگیر حس هم‌ذات‌پنداری کند؛ چنانکه ملهم از فرهنگ شکوهمند عاشورا، چیزی که از اصلی‌ترین پشتوانه‌های هنر انقلاب اسلامی و به تبع آن سینمای دفاع مقدس بوده است؛ اتفاقی که با روایت‌هایی بسیار ساده‌تر از آن، بارها در آثار دیگر و با هزاران تمهید و تمشید افتاده است و جز گل‌درشتی و شعار، ثمر دیگری در پی نداشته است.

اکنون در نیمۀ اول دهۀ چهارم انقلاب، در اثری متفاوت از کارگردانی جوان چون هادی مقدم‌دوست، نظاره‌گر ظهور همان مؤلفه‌های دیرآشنای سینمای دفاع مقدس، اما عبورکرده از فضای نوستالوژیک دهۀ شصت، بر خلاف نمونه‌های مشابه، هستیم. به بیان دیگر، روایت چهارم فیلم هیهات حامل همان جهان‌بینی اما در لباسی نو و امروزین است. روایت چهارم، با وجود تناسب با شرایط حال حاضر اجتماع و چه بسا منطقه و جهان، و تنفس در فضای امروز، سر در آسمانی دارد که نشانه‌هایی از آن‌ را پیش از این صرفا در سینمای دفاع مقدس دیده بودیم. این اثر، داستان سلوک آدم‌هایی است که در اثنای مواجهه با اتفاقات جدید، مسیری را می‌پایند که مقصد آن نور است. این در حالی است که در همان مجال تنگ و زمان کوتاه (در واقع یک چهارم زمان یک اثر سینمایی بلند) کارگردان به خوبی توانسته است، با باورپذیر ساختن این تحول، مخاطب را در این سیر حرکتی صعودی، درگیر حس هم‌ذات‌پنداری کند؛ چنانکه ملهم از فرهنگ شکوهمند عاشورا، چیزی که از اصلی‌ترین پشتوانه‌های هنر انقلاب اسلامی و به تبع آن سینمای دفاع مقدس بوده است، تحول یک زن دلسوز و نگران و مضطر به خطبه‌خوانی محکم و باغرور و یک پدر مهربان و معمولی، به مجاهدی شجاع و نستوه، برای او کاملاً قابل باور و پذیرفتنی باشد؛ اتفاقی که با روایت‌هایی بسیار ساده‌تر از آن، بارها در آثار دیگر و با هزاران تمهید و تمشید افتاده است و جز گل‌درشتی و شعار، ثمر دیگری در پی نداشته است.

نکتۀ دیگری که در این اثر باید به آن توجه کرد، جسارت مقدم‌دوست در بهره‌گیری از روش‌های خلاقانه و جدید روایت است. او که پیش از این در فیلم تحسین‌برانگیز سر به مهر گوشه‌هایی از توانایی خویش را برای استخدام ابزارهای جدیدی چون اینترنت و وبلاگ‌نویسی در روایت سینمایی به نمایش گذاشته بود، یک بار دیگر، البته مسلط‌تر و مجرب‌تر از پیش، با استفاده از ظرفیت‌های موجود در فضای رسانه‌ای اطرافش، مسیر روایتگری خویش را کوتاه‌‌تر ساخته و قصۀ فطری و عاشورایی‌اش را در بستر شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات مجازی روایت کرده است.

به باور نگارنده، مقدم‌دوست فیلمسازی است که با فاصله‌گرفتن از ادا و اطوارهای شبه‌روشنفکرانه، نه تنها از قصه‌گویی در سینما ابایی ندارد، بلکه چونان فیلمسازی چیره‌دست و کارآشنا، از عهدۀ این مهم، به آسانی و با تکیه بر خلاقیت‌ها و تهورهای خاصش، برمی‌آید. از آن جمله در همین اثر کوتاه، او از ابتدا با ایجاد تعلیق مناسب و پرداخت دقیق قصه، در مجالی تنگ به معرفی شخصیت‌های اثر و در ادامه با ایجاد گره‌های بعدی به تحول درونی آن‌ها می‌پردازد و از امکانات آشنا و پیش روی خود نهایت استفاده را می‌برد. روایت چهارم فیلم هیهات، از هادی مقدم‌دوست، اثری مستقل و ارزشمند در گونۀ سینمای دفاع مقدس، با بیانی کاملاً روزآمد و جدید است که در قیاس با سه روایت پیشین خود، به تنهایی هیهات را به فیلمی مهم و به‌یادماندنی در سینمای ایران بدل ساخته است.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

یک پاسخ قرار دهید