نقد | لاک‌پشت سرخ | با افتخار، دوبُعدی

1

| ای. او. اسکات
ترجمه | حامد شانکی

به تصویر کشیدن آب، یکی از دستاوردهای بزرگ در ساخت انیمیشن‌های مدرن است. در فیلم های اخیر هالیوود مثل «موانا» و «در جستجوی دوری»، موج های درخشان، قطرات باران درشت و عمق اقیانوس‌ها با درخششی خیره‌­کننده باعث می‌شود فیلم پرفروش شود. «مایکل دودوک دی‌ویت» انیمشن­‌سازِ هلندی، در انیمیشن لاک‌پشت سرخ به شیوه‌­ای ساکت‌­تر و سنتی (یا شیوه­‌ای شبیه به شیوه‌­ی سنتی) پایبند است. شخصیت اصلی داستان، فردی که چشمانش دو نقطه سیاه­‌اند و ریشش با جوهر کشیده شده است و به نظر می‌رسد کشتی‌­اش خراب شده، در موج هایی که با افتخار، دو بعدی ساخته شده‌­اند و به نظر می‌رسد که با مداد و پاک کن کشیده شده‌­اند و نه با موس و یک برنامه‌­ی کامپیوتری، پیچ و تاب میخورد.

یکی از ویژگی های قابل توجه این فیلم که ساخته­‌ی مشترک فرانسه، بلژیک و ژاپن است و تحت حمایت «استودیو جیبلی» در توکیو (که بنیان­گذارش «هایائو میازاکیِ» بزرگ است)  ساخته شده این است که بر خلاف اکثر انیمیشن های بازاری آمریکایی در این انیمیشن از صدای افراد مشهور استفاده نشده، در واقع از هیچ صدای انسانی استفاده نشده است. در موسیقیِ انیمیشن که توسط «لارنت پِرِز دِل مار» ساخته شده آواز های بی کلام گروه کر وجود دارد، اما داستانِ انیمیشن مانند شیوه­‌ی تصویر سازیِ آن ساده و ابتدایی است، مثل کتابی مصور که نیاز به هیچ کلامی ندارد.

لاک‌پشت سرخ جادویی لطیف و ساده در خود دارد. هدف فیلم این است که به جای اینکه هیجان زده شوید و بگویید «وایی!» لبخند بزنید و آه بکشید. اما به نظر می‌رسد این ملایمت کمی زیاد از حد است، انگار فیلم روبه­‌روی شما بی­‌حرکت ایستاده و منتظر است که آن را تحسین کنید و البته تحسین نکردنِِ هنرِ صمیمانه‌­ای که در فیلم وجود دارد، کار ساده‌­ای نیست، هرچند این انیمیشن آنقدر ها که انتظارش را دارید شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و به وجد نمی­‌آورد

داستان، فریبندگی بی آلایش، بی سروصدا و غریبی دارد، و اشاره هایی به اعجاب های زیست­‌محیطی در آن وجود دارد. بعضی از اتفاقات داستان ممکن است کمی آزاردهنده به نظر بیایند. موج ها ملوان بینوایی را به ساحل می­‌آورند (اتفاقی که برای خیلی از دریانورد ها می­‌افتد)؛ به جزیره‌­ای خالی از سکنه؛ جزیره­ای استوایی با پوشش سنگی و ساحل های شنی که در طرفینِ جنگل های بامبوی انبوهی قرار گرفته­اند. در جزیره چشمه­ای از آب تازه وجود دارد و چند حیوان در اطرافش برای غذا دور هم جمع شده­اند؛ حیواناتی از جمله شیر دریایی و دسته­ای از خرچنگ های عجیب و غریب که در سکوت و با کمک یکدیگر وظایف نقش های جانبیِ داستان را به طور بامزه و کارتونی انجام میدهند.

لاک‌پشت سرخ دریایی، موجودی اسرارآمیز است که به زیبایی کشیده شده و به نظر می‌رسد علیه قهرمان داستان ما کینه­ای داشته باشد، درست زمانی پیدایش می‌شود که بیننده به شک می­‌افتد که آیا این لاک‌پشت به داستان خواهد آمد­ یا خیر. هر بار که مرد سعی میکند جزیره را ترک کند، این لاک‌پشت قایقش را خراب می‌کند و او را دوباره به ساحل می­‌اندازد. این موضوع منجر به مواجهه‌­ای می‌شود که داستان را به وادی افسانه می‌برد. نمی‌خواهم بگویم که دقیقا چه اتفاقی خواهد افتاد، فقط این را می‌گویم که این اتفاق هم مسحورکننده است و هم تهوع‌­آور. اما شخصیت های جدید نیز پدیدار می‌شوند که جلوه‌ی بیشتری هم به درام داستان و هم به تصویرپردازی می‌دهند. اتفاقاتی رخ میدهند که به آقای «دودوک دی ویت» این توانایی را می‌دهند که از رنگ و قلم و توانایی­اش در نقاشیِ شاعرانه، بیشترین استفاده را بکند.

لاک‌پشت سرخ جادویی لطیف و ساده در خود دارد. هدف فیلم این است که به جای اینکه هیجان زده شوید و بگویید «وایی!» لبخند بزنید و آه بکشید. اما به نظر می‌رسد این ملایمت کمی زیاد از حد است، انگار فیلم روبه­‌روی شما بی­‌حرکت ایستاده و منتظر است که آن را تحسین کنید و البته تحسین نکردنِ هنرِ صمیمانه‌­ای که در فیلم وجود دارد، کار ساده‌­ای نیست، هرچند این انیمیشن آنقدر ها که انتظارش را دارید شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و به وجد نمی­‌آورد.

70%
70%
امتیاز نیویورک‌تایمز
  • رتبه کاربر (رای‎ها)
    1.7
اشتراک گذاری

درباره نویسنده

۱ دیدگاه

یک پاسخ قرار دهید