نقد | بی‌عشق | فیلمسازی بی‌عشق

0
 | جووانی مارچینی کامیا[۱]

صحنه‌ای در اواخر فیلم بی‌عشق (Loveless) از «آندری زویاگینتسف[۲]» می‌بینیم که هم پیام جامع فیلم را در بر می‌گیرد و هم رویکرد کارگردانی چماق‌به‌دستِ مولف آن را؛ یکی از شخصیت‌های اصلی، «ژنیا» (ماریانا اسپیواک) تردمیلی می‌خرد و به تدریج سرعت آن را زیاد و قدم‌هایش را آن‌قدر تند می‌کند تااینکه به سرعتی ثابت برای دویدن می‌رسد. محض احتیاط برای اینکه ممکن است هنوز نفهمیده باشیم شخصیت‌ها نماینده جامعه روسیه هستند – از فیلمنامه آشکارا نمادین فیلم یا این نکته که یکی از اولین نماها یک شات طولانی و ثابت است از پرچم آویزان روسیه از یک ساختمان-  «ژنیا» گرمکنی به رنگ‌های ملی روسیه پوشیده که روی سینه‌اش کلمه «روسیه» با حروف بزرگ چاپ شده است. «زویاگینتسف» تصویر او را از روبرو نشان می‌دهد و صحنه را به مدت چند ثانیه در همان حالت نگه می‌دارد. بعد وقتی مطمئن می‌شود همه زمان کافی دارند تا از استعاره صوری پیچیده او درباره کشوری که به جلو می‌دود اما به جایی نمی‌رسد، سر در بیاورند، به آرامی تصویر را به سمت «ژنیا» می‌برد تا اینکه نمای نزدیک بسته‌ای از چهره‌ و نگاه افسرده‌اش را نشان می‌دهد که به سوی دوربین قرار دارد. صد درصد مطمئن نیستم، ولی حدس می‌زنم قرار است حس کنیم در ماجرا نقش داریم.

لویاتان[۳]، فیلم قبلی زویاگینتسف، که برایش زحمت بیشتری کشیده شده بود، باز هم الگوی دقت و ظرافت به حساب نمی‌آمد، با این حال حداقل با ایجاد حس همدلی ملموس و لحظه‌هایی از شوخی و مزاح، عدم ظرافتش را جبران می‌کرد. اما کمبود این خصوصیات به شدت در بی‌عشق احساس می‌شود. ممکن است عنوان فیلم به زندگی زناشویی شخصیت‌های اصلی و تلویحات نمادین آن اشاره کند، اما همچنین توصیف خوبی از نحوه رفتار زویاگینتسف با سوژه فیلمش است. کم پیش می‌آید که شخصیتی به اندازه ژنیا و شوهرش «بوریس» (الکسی روزین) نفرت‌انگیز باشند. آن‌ها در آغاز فیلم معرفی می‌شوند، جایی که از قبل در اواسط جریان طلاق قرار دارند و در حال دعوایی وحشیانه هستند و هرکدام سعی دارد تنفر بیشتر خودش از پسر ۱۲ ساله‌شان، «آلیوشا» را اثبات کند و در همان حین فرزندشان در اتاق کناری پنهان می‌شود و به آن‌ها گوش می‌دهد و یک دل سیر گریه می‌کند. مدتی بعد، آلیوشا ناپدید می‌شود و تقریباً دو روز کسی متوجه نمی‌شود چون ژنیا و بوریس هر کدام سرشان با معشوقشان گرم است و بعد از به کار گرفتن آژانسی خصوصی، پدر و مادر جستجویی طولانی برای پیدا کردن پسرشان را آغاز می‌کنند.

وضع فیلم بی‌عشق بعد آغاز ماموریت جستجو به شدت بهتر می‌شود و خوشبختانه این قسمت بیشتر مدت فیلم را در بر می‌گیرد. زویاگینتسف که با دقت بسیار مراحل چنین جستجویی را دنبال می‌کند، به آرامی و ماهرانه تنش و نگرانی درباره سرنوشت آلیوشا را افزایش می‌دهد. وقتی احتمال پیدا شدن او کم می‌شود، پدر و مادر نفرت‌انگیزش به تدریج به پشیمانی می‌افتند و بیشتر شبیه انسان‌ها و همچنین قابل‌تحمل‌تر می‌شوند. عدسی‌های عریض فیلمبردار همیشگی زویاگینتسف، «میخائیل کریچمن» همواره خیره‌کننده است و تابلوهای هنری‌ که از صحنه‌ها می‌سازد بی‌اندازه نفس‌گیر است، مثل صحنه‌ای که گروه مردانی با جلیقه‌ی قرمز که برگ‌های پاییزی جنگل را زیر و رو می‌کنند، یا به طور سازمان‌یافته ساختمان‌های متروکه را می‌گردند.

زویاگینتسف در یادداشت‌های مطبوعاتی‌اش درباره بی‌عشق گفته بود که سریال صحنه‌هایی از یک ازدواج[۴] اثر «برگمن» الهام‌بخش اصلی او برای ساخت این فیلم بوده است. با توجه به اینکه ناپدید شدن مرموز یکی از شخصیت‌های اصلی باعث ایجاد بحران وجودی تدریجی در شخصیت‌های اصلی طبقه متوسط جامعه می‌شود، می‌توان حدس زد که فیلم ماجرا[۵] از آنتونیونی هم در ساخت آن تاثیر داشته است. اما وقتی در آخر فیلم این بحران نتیجه‌ای در بر ندارد (تردمیل را یادتان هست؟)، سختی‌های جستجو نماد چیزی به جز مکافاتی طولانی و تقریباً دگرآزارانه نیست. طعم تلخ این مسئله، همانندی در آثار «برگمن» یا «آنتونیونی» ندارد، کارگردانانی که هیچ کدام چنین دید تعلیم‌گرایانه سطحی و در نهایت بیهوده‌ای را تحمیل نمی‌کردند.


[۱] Giovanni Marchini Camia
[۲] Andrey Zvyagintsev
[۳] Leviathan
[۴] Scenes from a Marriage
[۵] L’Avventura

درباره اجرا

58%
58%
امتیاز فیلم استیج

ممکن است عنوان فیلم به زندگی زناشویی شخصیت‌های اصلی و تلویحات نمادین آن اشاره کند، اما همچنین توصیف خوبی از نحوه رفتار زویاگینتسف با سوژه فیلمش است. عدسی‌های عریض فیلمبردار همیشگی زویاگینتسف، «میخائیل کریچمن» همواره خیره‌کننده است و تابلوهای هنری‌ که از صحنه‌ها می‌سازد بی‌اندازه نفس‌گیر است

  • رتبه کاربر (رای‎ها)
    0
اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید