نقد | قطاربازی | خودکشی مستتر اجتماعی

0

 

• رضا پورحسین

به اواسط قسمت دوم فیلم قطاربازی (رگ‌یابی) به کارگردانی «دنی بویل» که می‌رسیم به دیالوگ‌های «مارک» بازیگر نقش اول فیلم با بازی قابل تحسین «اوان مک گریگور» برمی‌خوریم که خطاب به «ورونیکا» معنای جمله‌ی «زندگی را انتخاب کن» را شرح می‌دهد؛ جامعه جهان‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ی به گونه‌ای شده است که تلفن همراه زنی که در چین خودکشی کرده است را انتخاب کن و در جیب کاپشن ساخت کره جنوبی خودت قرار بده، بدون آنکه سرنوشت آن‌ها برایت مهم باشد. شبکه‌های اجتماعی را انتخاب کن تا بتوانی با آدم‌هایی حرف بزنی که تا حالا از نزدیک آن‌ها را ملاقات نکرده‌ای، پروفایلت را آپدیت کن تا شاید یک نفر در جهان به تو اهمیت بدهد. انتخاب کن که به پیرمردها نگاه کنی و با افسردگی به خودت یادآور بشوی که حداقل از آن‌ها بهتر هستی. ناامیدی را انتخاب کن و از دست دادن افرادی را که دوست داری. همه‌ی رابطه‌های انسانی به داده (Data) تبدیل شده‌اند، انتخاب کن تا ببینی تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است… اما دنی بویل به خوبی و سکانس به سکانس ما را جلو می‌برد تا به ما بگوید، این تاریخ نیست که تکرار می‌شود، بلکه این اشتباهات انسان‌ها است که تکرار می‌شوند.

 «فرانکو» شخصیت شرور قسمت اول قطاربازی بعد از بیست سال تحمل زندان باز هم مرتکب دزدی، خشونت و بدرفتاری با خانواده‌اش می‌شود و حتی قصد دارد تا پسرش را از دانشگاه دور کند و به قول قدیمی‌ها، مثل خود مرد بارش بیاورد. در سکانسی جنجالی، هنگامی که پسر در مقابل تفکرات فرانکو مقاومت می‌کند، دیدگاه سنتی و قدیمی خانواده‌ها را با دیالوگ «تو اگر پسر من بودی با چاقو مرا میزدی»، ویران می‌سازد و به وضوح نمایش می‌دهد که تفکر سنتی حتی اگر اشتباه و خطا هم باشد، باز بر روی تفکرات خود متعصبانه می‌ایستد؛ حتی دیدن پدرش که قربانی اشتباهات خود شده، فرانکو را نجات نمی‌دهد و با اینکه می‌داند به اشتباه طی طریق می‌کند اما راه خود را ادامه می‌دهد. فرانکو با نمادهایی همچون متاهل بودنش و چهره و لباس‌های پیرمردگونه خود نماد اینگونه تفکر است و در انتها نیز در این جهان مدرن جایی به جز زندان در انتظار او نیست.

«سایمون» کار خود را در فیلم با باج‌گیری آغاز می‌کند، همسر و فرزند خود را سال‌هاست که ندیده و با همکاری دختری بلغارستانی به نام «ورونیکا» از ثروتمندان باج‌گیری می‌کند. همچون گذشته همه زندگی خود را به اعتیاد باخته است و سرمایه‌ای که برای رستوران خود جذب کرده بود را از دست می‌دهد. «مارک»، که در قسمت اول قطاربازی، به دوستانش خیانت می‌کند و پول دوستانش را می‌رباید، بازمی‌گردد تا اشتباه خود را جبران کند و سهم سه هم‌قطاری سابق خود را بدهد و در شرایطی که کاملا متحول شده است و حتی موسیقی‌های دوران جوانی و انحطاط خود را گوش نمی‌دهد، دوباره انتخاب می‌کند که دزدی و کلاهبرداری را با سایمون ادامه دهد؛ در انتها نیز وقتی به خانه برمیگردد با تکرار رقص جوانی‌، خود را از درون نیز به اشتباهات گذشته وارد می‌کند، گویا این هم‌قطاران با وجود آگاهی به غلط بودن مسیر، عاشقانه آن را ادامه می‌دهند!

اما «اسپاد» با بازی قابل ستایش «ایون برمنر» که نفر چهارم مسافران این قطار است با توصیه مارک اعتیاد را ترک می‌کند و تنها اوست که از اشتباهات گذشته خود دست می‌کشد و راه زندگی خود را تغییر می‌دهد. اسپاد نقطه مقابل فرانکو است؛ با وجود تفکرات سنتی خود، مهربان است و حاضر به ترک زادگاهش برای پیشرفت نیست. اسپاد ساده و پاک است و قربانی سرعت زندگی مدرن شده و در ابتدای فیلم در دیالوگی طنزآلود می‌گوید، دلیل شکست‌های من ساعت‌ها بودن، که یک ساعت جلوتر بودن و در اصطلاح به آن می‌گویند «زمان تابستانی بریتانیا».

دنی بویل با زیرکی اسپاد را قربانی بوروکراسی مدرن «ادینبورگ» به عنوان نماد شهری که در خود تضاد سنت‌ها و مدرنیسم را به وضوح نظاره می‌کند، نشان می‌دهد. شهری که محل تلاقی تمدن‌ها و تفکرها و عقاید مختلف است. ساختمانی با طراحی مدرن در کنار خود خانه‌های سنتی بریتانیا را می‌بیند. کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها به هم رسیده‌اند و درشکه‌ها در کنار خود قطارهای برقی را دارند. برخورد تمدن‌ها و تغییر جهان به گفته «ساموئل هانتینگتون»، این بار درون انسان‌ها را هدف قرار داده است و جنگی به مراتب هولناک‌تر از جنگ سرد در درون بشر امروزی ایجاد کرده است؛ تا جایی که مارک خطاب به اسپاد می‌گوید برای ترک اعتیاد خود باید به چیز دیگری معتاد شوی و من به دور شدن از اینجا معتاد شدم! بله، انسان سرگردان امروزی نهایتا مجبور به فرار می‌شود، سر به بیابان می‌گذارد بخاطر تعصبات و راه‌های اشتباهی که خود ایجاد کرده است؛ خودکشی مستتر اجتماعی.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید