دانکرک | Dunkirk

0

ژانر | درام، جنگی، تاریخی
محصول | آمریکا، انگلستان، فرانسه، هنلد
کارگردان | کریستوفر نولان
نویسنده | کریستوفر نولان
بازیگران |  هری استایلز، تام هاردی، کیلین مورفی و…
درجه‌بندی سنی | ۱۳+
IMDb | ۸.۷/۱۰ Metacritic | ۹۴/۱۰۰

خلاصه داستان | سربازان متفقین از انگلیس، کانادا، بلژیک و فرانسه توسط سربازان مسلح آلمانی در سواحل دانکرک محاصره شده‌اند و بدین صورت عملیات تخلیه دانکرک از ۲۶ می تا ۴ ژوئن ‍۱۹۴۰ شکل می‌گیرد…



ریویو | امید، ترس، اراده و تعلیق

علیرضا زبیدانی | «کریستوفر نولان» فیلمسازی است که او را پیوند دهنده بلاک‌باسترهای محبوب مخاطبان و سینمای هنری محبوب منتقدان، می‌دانند. او همیشه روی هوش مخاطب حساب باز کرده و مخاطبان هم برای او سنگ تمام گذاشته‌اند. منتقدان از زمان ساخت ممنتو، او را تحسین می‌کردند و این تحسین همواره با فیلمنامه‌های آثار او آغاز می‌شد و سوژه‌ها و داستان‌ها و تخیلات او توجه منتقدان را جلب می‌کرد. دهمین فیلم بلند نولان یعنی دانکرک اثری متفاوت به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی او است، زیرا اولین چیزی که منتقدان درباره آن زبان به تمجید می‌گشایند بر خلاف آثار قبلی او، «تصاویر و جنبه‌های فنی» دانکرک است؛ خود نولان هم دانکرک را فیلمی مبتنی بر تصویر می‌داند.

دانکرک همان طور که از نام آن مشخص است به نبرد دانکرک در جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۰ میلادی می‌پردازد، که گروهی از سربازان متفقین از کشورهای بلژیک، بریتانیا و فرانسه در محاصره ارتش آلمان قرار گرفته و حدود یک هفته در بندر دانکرک فرانسه گیر افتاده و سرانجام با کمک نیروهای پشتیبانی از این مخمصه نجات پیدا می‌کنند. ایده اولیه دانکرک زمانی به ذهن نولان رسید که در ۲۵ سالگی به همراه همسرش به بندر دانکرک  رفته بود. درهمان ایام بود که فیلمنامه‌ای ۷۶ صفحه‌ای درباره این نبرد نوشت. همین حجم کم  فیلمنامه نشان می‌دهد که نولان از همان زمان می‌دانست که می‌خواهد فیلمی مبتنی بر تصویر و با حداقل دیالوگ بسازد. اما به تصویر کشیدن واقعه دانکرک یعنی داستان نجات حدود ۳۳۵ هزار سرباز و ۸۰۰ قایق انگلیسی و فرانسوی است که اتفاق بسیار عظیمی است و به یک پروداکشن عظیم نیاز دارد. چنین سرمایه و امکاناتی تنها با حمایت ویژه کمپانی‌های هالیوودی ممکن بود، که نولان جوان آن روزها فکرش را هم نمی‌توانست بکند. ضمن این که اصولا این کمپانی‌ها علاقه به ساخت فیلم‌های غیر آمریکایی نداشته‌اند و تصویرسازی از رشادت‌های آمریکایی جنگ دوم را ترجیح می‌دهند. اما حالا نولان با اعتمادی که این کمپانی‌ها به او دارند، دانکرک را با حداقل جلوه‌های ویژه و با یکی از بالاترین دستمزدهای تاریخ سینما ساخته و روانه پرده سینما کرده است.

 این بار تصاویر خیره کننده دوربین (IMAX) ۷۰ میلیمتری بیش از پیش به کمک او آمده است. تصاویری که چنان صحنه‌های جنگ را روایت می‌کند که منتقدین، دانکرک را از متفاوت‌ترین فیلم‌های جنگی تاریخ سینما و بهترین فیلم سال ۲۰۱۷ تا این لحظه می‌دانند. فیلم دانکرک روایت ویژه و جالبی از این واقعه تاریخی دارد. جذابیت این روایت فراتر از روایت سه‌گانه فیلم (که در زمین، هوا  و دریا رخ می‌دهد) و مربوط به جنبه متفاوتی از این نبرد است که کارگردان به آن می‌پردازد، یعنی اگرچه انتهای فیلم پیروزی است اما فیلم به حس پیروزی نپرداخته بلکه به امید، ترس، قدرت و اراده انسان‌هایی که برای زندگی می‌جنگد می‌پردازد و مخاطب را دراین احساسات شریک می‌کند.

«کیلیان مورفی» و «تام هاردی» بازیگرانی که پیش از این سابقه همکاری با نولان را داشته‌اند به همراه «هری استایلز» که برای اولین بار در یک فیلم سینمایی بازی می‌کند، توانسته‌اند رضایت منتقدان را برای بازی در کوتاهترین فیلم سینمایی کریستوفر نولان به خود جذب کنند. همچنین «هانس زیمر» موسیقیدانی که همواره در کنار نولان شاهکار خلق می‌کند، آلبومی با دوازده ترک به عنوان موسیقی متن دانکرک تهیه کرده که بسیار مورد پسند کارگردان فیلم واقع شده است. دانکرک به شدت از کلیشه‌ها به دور است و فاقد صحنه‌های معمول جنگی است که  مشابه آن را هزاران بار در فیلم‌های جنگی دیده‌ایم؛ دانکرک حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و این حرف‌ها را با تصاویر بیان می‌کند و قطعا تجربه‌ای جدید و لذت بخش از یک فیلم جنگی به مخاطب می‌دهد. دانکرک نه درهم پیچیدگی‌های علمی بین‌ستاره‌ای (Interstellar) را دارد و نه تخیلات تلقین (inception) را، بلکه فیلمی است بر اساس واقعیت که در آن شاهد مناظر خیره‌کننده‌ای هستیم که مشابهش را قبلا «جیمز کامرون» در تایتانیک و یا «پاول گرین گراس» در یونایتد۹۳ آفریده بود.


گفتگو | کریستوفر نولان | فرار بزرگ

کریستوفر نولان: سوال جالبی بود. ما زمان زیادی را صرف بررسی فیلم‌ها و رویکرهای مختلف در سینما در رابطه با جنگ کردیم. یکی از کارهایی که انجام دادیم این بود که یکی از عکس‌های فیلم نجات سرباز رایان (۱۹۹۸) را از استیون اسپیلبرگ قرض گرفتیم. قدرت فوق‌العاده احساسی صحنه‌های نبرد در این فیلم از روز عرضه‌ آن کم‌رنگ نشده است و ثبت چنین صحنه‌هایی بسیار دشوار است. ما در آخر خود را در مسیر دیگری یافتیم. با بررسی موضوع، تماشای فیلم در جبهه غرب خبری نیست، خواندن مقاله «جیمز جونز» و تفکر درباره ارتباط سینما به عنوان نوعی سرگرمی با تعارضات زندگی روزمره، به این حس رسیدم که دیگر پرداختن به دانکرک در قالب فیلمی جنگی برایم راحت نیست. به نظر من عنصر سازنده این فیلم که از همه بیشتر جذاب و متمایز می‌نماید رقابت با زمان است. اطمینان در روایت این داستان از تصمیم‌گیری برای پرداختن به فیلم در قالب یک فیلم اکشن مهیج است، داستانی از تلاش برای بقا نه فیلمی جنگی. در نتیجه من رویکردمان نسبت به فیلم را بسیار جدی و عاطفی احساسی اما غیرخشن توصیف می‌کنم. فکر نمی‌کنم مردم باید بیش از حد نگاهشان را از تصویر برگردانند. ما سعی کردیم تجربه‌ای به وجود آوریم که به مردم تعلیقی همراه با هیجان و درکنارش دلهره و تا حدی ترس بدهد، اما نه تجربه‌ای که در آن تنش مجبورتان کند چشم‌هایتان را ببندید بلکه تنها باعث رعشه دست‌تان بشود… [ متن کامل گفتگو… ]

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید