نقد | لوگان | این فیلم تخیلی نیست!

0
• رضا پورحسین

شاید با اطمینان بتوان گفت که امسال بهترین فیلم مجموعه مردان ایکس در کارنامه پر فراز و نشیب «جیمز منگولد» به خوبی درخشید، کارنامه‌ای که در خود آثار تحسین شده‌ای همچون «سر به راه باش» و «قطار ۳:۱۰» و یکی از بهترین اسلشرهای چند سال اخیر سینما با نام «هویت» را جای داده است؛ فیلمی عجیب با یک فیلمنامه حساب شده پیرامون یک داستان سورئال، که منگولد به شکل عجیبی تلاش می‌کند آن را واقعی جلوه دهد، مقوله‌ای که در فیلم لوگان، آخرین قطعه از پازل پر فراز و نشیب مردان ایکس به وضوح و با شدت بیشتری تکرار می‌شود. ابرقهرمان فیلم توانایی‌های خارق‌العاده خود را از دست می‌دهد و سرانجامی غیر از سایر فیلم‌های ابرقهرمانی دارد، گویا فیلم «داکیو درامی» است که با وجود پیش زمینه ذهنی مخاطب از موضوع علمی تخیلی آن، کارگردان سعی دارد با استفاده از داستان، دوربین، بازی تحسین برانگیز «هیو جکمن»، نماها و پایان‌بندی مدنظر خود آن را واقعی جلوه دهد؛ واقعیتی که به خوبی در خارج از دنیای سینما و در علم ژنتیک در قالب نظریه «دووریس» به آن پرداخته شده است.

در اوایل قرن بیستم یک دانشمند هلندی به نام «دووریس» نظریه‌ی جهش را ارائه داد. دووریس معتقد بود، صفاتی بطور ناگهانی در یک فرد ظاهر می‌شوند و این صفات قابل انتقال به نسل‌های بعدی نیز هستند. جاندارانی را که در آن‌ها صفات جدید به‌وجود می‌آید در اصطلاح جهش یافته می‌نامند. صفات جدیدی که در یک جهش بوجود می‌آیند اغلب مضر هستند و سبب نابودی جاندار می‌شوند، گاهی به ندرت در یک جهش صفات مفیدی هم ظاهر می‌شدند. جاندارانی که در آن‌ها یک یا چند صفت مفید ظاهر می‌شود، نسبت به همنوعان خود سازگاری بیشتری با محیط پیدا می‌کنند و رفته رفته تعداد آن‌ها در محیط افزایش پیدا می‌کند. نظریه دووریس در علم ژنتیک، دقیقا خلاصه‌ی فیلم لوگان است. اما چرا جیمز منگولد با تاکید فراوان سعی می‌کند تا مردان ایکس را از حالت کاملا تخیلی در قسمت‌های قبل خارج کند و مقوله‌های یک فیلم رئال را در داستان بیشتر پرورش دهد؟ چرا ابرقهرمانی خلق می‌کند که شب ها بی‌خواب است، عینک مطالعه به چشمانش می‌زند و خیلی از نشانه‌های یک انسان عادی را دارد؟

جواب سوالات دشوار حادث در فیلم‌های جیمز منگولد همیشه به ذهن انسان‌ها برمی‌گردد. هنگامی که «دونالد» شخصیت شرور فیلم با بازی قابل قبول «بوید هولبروک» ذهن «پروفسور ایکس» را به سلاح کشتار جمعی تشبیه می‌کند، اولین نشانه‌ ظهور می‌کند. هر چند اولین نشانه‌ها، چهارده سال قبل‌تر و در فیلم «هویت» و در ذهن شخصیت «مالکولم» تلالو یافته بود. مقوله‌ای که باید آن را در «فلسفه ذهن» و مهمترین مقوله آن یعنی رابطه ذهن با بدن جستجو کرد. در فیلم بارها با دیالوگ «آدم‌ها هیچ‌وقت عوض نمی‌شوند و انسان باید همانی باشد که در ذات و اصل خودش است»، روبه‌رو می‌شویم؛ دیالوگ‌هایی که با تعلیق‌های کمرنگ و نهفته فیلم همراه می‌شود.

همه هدف‌ها و مقاصد برای شخصیت «لارا» واقعی است اما لوگان اعتقاد خود را از دست داده است و همچون سایر انسان‌ها درگیر روزمرگی شده است. قهرمانی که در استحاله اعتقادی خود مسیر استتار با جامعه را انتخاب می‌کند و داستان به صورت مداوم به ما یادآور می‌شود که یک بیماری از درون لوگان را مسموم کرده است. بله از درون، این ذهن لوگان است که مریض شده و به دنبال پول و خرید قایق تفریحی است و از نگاه جیمز منگولد این مریضی بر طرف نمی‌شود، مگر زمانی که با جهش یافته‌ها هم سو می‌شود. لوگان بدون قصد قبلی به اطرافیانش آسیب می‌زند و هر شب کابوس اشتباهاتی را که انجام داده است می‌بیند اشتباهاتی که به سبب عدم رابطه صحیح بین ذهن و بدن که در مقوله فلسفه ذهن می‌گنجد صورت پذیرفته است. لوگان می‌خواهد عزیزانش را به آغوش بکشد اما چنگال‌های دستان او به جای نوازش مهربانانه، جنازه‌ای بر روی دستانش باقی می‌گذارد و در سکانس تحسین برانگیز فیلم، این مقوله سبب می‌شود تا مرد سیاهپوست کشاورز به عنوان نماد طبقه پایین جامعه، اسلحه را به طرف لوگان بگیرد و با سکوت دهشتناک خود بگوید، کافی است، همه را به کشتن دادی، تو قهرمان ما نیستی.

لوگان هنگامی بر بیماری خود غلبه می‌کند که به اعتقاد گروه جهش‌یافته‌ها مبنی بر وجود بهشت ایمان می‌آورد و پس از ایمان آوردن ذهنی است که می‌تواند بین ذهن و جسم خود رابطه صحیح را برقرار کند و از سلاح خود بر علیه دشمنانش استفاده کند و لارا در سکانس نمادین انتهای فیلم صلیب را به عنوان نماد بی‌ایمانی مردم از جای درآورده و نماد گروه مردان ایکس را بر زمین حک می‌کند! بله، لوگان ایمان آورد به بهشت جهش یافتگانی که متوهمانه آن را ترسیم کرده بودند، دقیقا این داستان تخیلی نیست چون خطرناک‌ترین اسلحه بشری، ذهن و فکر و عقیده انسان است.


• مقاله تصویری «فیلم‌های ابرقهرمانی کهنه می‌شوند» را اینجا ببینید!
تحلیلی بر دگرگونی ساختارهای ژانری فیلم‌ ابرقهرمانی با بررسی لوگان

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید