ملی و راه‌های نرفته‌اش | میلانی و راه‌های نرفته‌اش

0
درباره ملی و راه‌های نرفته‌اش فیلم متاخر تهمینه میلانی
• سیدسعید هاشم‌زاده

مقدمه یا چیزهایی که می‌دانیم

واقعیت این است که درباره «تهمینه میلانی»، پیش از دیدن فیلم‌هایش، مولف مهم‌تر از اثر است اما نباید فریب گفت‌و‌گو‌ها را خورد، مولف گاه اجتماعی و گاه روانشناسانه و حقوقی مسائل مهمی را به زبان می‌آورد که در خور توجه است و پر اهمیت اما هیچ کدامش اثر او نیستند. بگذارید تا فریب پیش‌فرض‌ها را نخوریم و اینطور مسیرمان را بچینیم که از اثر به سمت مولف حرکت کنیم. تبلور گفتارهای میلانی یا بهتر است بگوییم جهان‌بینی و کیفیت دید مولف نسبت به موضوع در اثرش هویدا می‌شود تا حرف‌های خودش و حتی حرف‌های کاراکترهایی که می‌آفریند. اثر یک شاکله چند وجهی است و البته پیچیده که باید به تناسباتی دست پیدا کرده باشد و پر واضح است که فقط چند خط دیالوگ نمی‌تواند نماینده خوبی برای رسیدن به یک تحلیل ایده‌آل باشد.

دفرمگی اشیا یا سوتفاهم محیطی

وقتی از «فرم» و «دفرم» صحبت می‌کنیم به تناسبات چشم می‌دوزیم به نسبت‌های معقول و دارای منطق میان اشیا، اشیایی که توسط کارگردان چیدمان یافته‌اند. این اشیا می‌تواند انسان و یا شئ باشد و قاب دوربین هر دو را در نسبتی با یکدیگر در محیط بازنمایی شده نشان دهد. ملی و راه‌های نرفته‌اش دچار عدم تناسب یا دفرمگی حاد است، چیزی که منجر شده تا بتوان آن را سوءتفاهم محیطی نیز اسم گذاشت. این دفرمگی یا سوءتفاهم بی‌شک از سینمای فیلمفارسی و تئاتر آزاد به ارث رسیده است. در این گونه آثار است که اشخاص (نه شخصیت و نه تیپ) چیدمانی خارج از قواعد رئالیستی محیطی دارند و این چیدمان در میزانسن عینیت می یابد.

به چند میزانسن اشاره می‌کنیم؛ در خیاطی چند دختر در حال گفت‌وگو با هم هستند، گفت‌وگوهایی پراکنده، شخصی به شخص دیگر عکس‌العمل نشان نمی‌دهد، همه فقط حرف می‌زنند، نه در واکنش به حرف دیگری بلکه در واکنش به دستور کارگردان، همه مونولوگ می‌گویند در حالی که صحنه برای ایجاد دیالوگ است. اشخاصی چشم بسته که دهان باز کرده‌اند؛ نه می‌شنوند و نه پاسخ می‌گویند بلکه فقط حرف می‌زنند. این میزانسن ایجاد کننده یک تصنع کنترل نشده است. گاه این تصنع در آثار کارگردانانی کاشت می‌شود یا اساسا ایجادش هدف دارد که در تناسب با بافت اثر قرار می‌گیرد (همچون بیضایی و کریم مسیحی) و گاه نیز برای ایجاد فضایی غیر رئالیسم اجتماعی.

میزانسن‌های دفرمه میلانی در معرفی خانه ملی، که مادرش با تلویزیون آنالوگ ماهواره ترکیه می‌بیند و سبزی که برای خرد کردنش وجود دارد همگی آشغال سبزی هستند یا اصلا از این جزئیات نیز بگذریم، عمل و عکس‌العمل خانواده در نسبت با فضا و محیط و یکدیگر اعجاب‌آور و حیرت انگیز می‌نماید. پدر در برابر استرس همیشه قدم می‌زند و عرض و طول را می‌پیماید، مادر از آبرو حرف می‌زند و پسر غیرتی همیشه ژست کتک زدن دارد. یا بگذارید به لانگ شاتی اشاره کنیم که ملی را در ترمینال نشان می‌دهد، وقتی او میان راننده‌های مرد حرکت می‌کند و آنها محیطی پر از حیوانات درنده خو را می‌سازند؛ ژست‌های تهاجمی و متجاوز. مجموعه این ژست‌های دم دستی و طراحی نشده جهانی دفرمه خلق می‌کند که نهایت این جهان «سیامک» می‌شود.

فمینیسم جریان دوم یا روند اوج‌گیری عصبی-غیرتی سیامک

سیامک از جهان خارج از تناسب و پر تضاد و سطحی میلانی، می‌شود نماینده قشری که قرار است در مرکز توجه موضوع کارگردان و نویسنده قرار بگیرد. سیامک خان یک مرد عصبی/غیرتی است که قرار است تولید شور و حرارت فمینیسم جریان دوم را شکل دهد. توضیح کوتاهی نیاز است تا بگویم فمینیسم واژه‌ای اهانت‌آمیز نیست که همیشه از دهان بسیاری چون صفتی هیولاوار باز نمود داشته، بلکه باید با جزئیات آن را تحلیل کرد، که منظورمان کدام فمینیسم است و چرا قابل نقد است و نیست؟! گفتیم که سیامک خان می‌آید تا فمینیسم جریان دوم – که میلانی به شدت پارامترهای چنین جریانی را در آثارش دارد – را باز شعله‌ور کند. فمینیسمی که اصول رادیکالش در ضدیت با جنس مخالف قرار دارد و اعتراض و اکشن‌های رادیکال جزو نمودهای لاینفک اوست، اما وقتی از رادیکالیسم صحبت می‌کنیم می‌توانیم ملی را اینطور ببینیم؟! آیا ملی عقب‌تر از اینها نیست؟ ملی در واقع در حقوق اولیه زنانه خود گیر افتاده است، چیزی که فمینیسم جریان اول به آن دست پیدا می‌کند، اما ملی کنار میلانی حرکت نمی‌کند. میلانی می‌خواهد تماشاگرش را نسبت به مرد سالاری رادیکال تبدیل به تماشاگرانی کند تا ضد اینچنین افرادی عصبی شوند، اما کاراکتر اولش در جریان اول، عقب‌تر از خود او هنوز به فکر نخستین حقوق‌ اجتماعی‌اش است. اینجاست که شاید موضوع میلانی پیچیدگی جالب توجهی به خود بگیرد، پیچیدگی که از تصویر مرد در ملی بیرون می آید. اما این پیچ و تاب‌ها تبدیل به اثر شده‌اند؟ رنگ و بوی سینما گرفته‌اند یا فرم ساخته‌اند؟

وقتی دور از  فرم مانده‌ایم یا چقدر موضوع اهمیت دارد

در ملی از فرم دور هستیم و البته مدت‌هاست که در آثار میلانی چنین چیزی را شاهدیم. ملی و راه‌های نرفته‌اش مانند بسیاری از فیلم‌های اینچنینی که اجتماعی هستند، نمی‌تواند فرم ایجاد کند تا به حس برسد و موضوع را تبدیل به مساله کند. موضوع ملتهب است اما در همین حد مانده، تبدیل به هنر موقعیت، کاراکتر و اساسا هنر سینما نشده است و الا ملی دور از عدم تناسب‌ها می‌ماند و دور از ژست‌های سطحی نگر. برای میلانی موضوع بیش از دوربین اهمیت دارد و این ضعف از آنجا می‌آید که رسالت خود و بهتر بگوییم فوکوس خود را در نشان دادن یک موضوع تعریف می‌کند (همچنان که از حرف‌هایش پیداست). همچون یک مقاله نویس یا یک گزارشگر ژورنالیستی.

پی نوشت : میلانی یک فیلمساز است

از دو زن تا واکنش پنجم، میلانی در حال ساخت آثار سینمایی بود که حداقل کیفیت ساختاری مناسبی داشتند و در عناصر فرمی می‌توانستند حرفی برای گفتن داشته باشند، جزئیات در داستانگویی، شخصیت پردازی و ایجاد تناسبات درست. میلانی سینما را می‌شناسد و می‌توان این شاخصه را در تک سکانس درخشان حضور ستاره اسکندری دید. یک قاب ثابت درست، یک بازی با میمیک ضد حس و دیالوگ‌هایی سنجیده و کاربردی. این سکانس نشان می‌دهد میلانی برای رسیدن به ملی راه‌های زیادی را نرفته است.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید