تعویض‌های طلایی بازیگران در فیلم‌های ایرانی

0

همشهری جوان – مرجان فاطمی | تعویض و جابجایی بازیگران در پروسه‌های یک فیلم، اتفاق دور از ذهنی نیست. ربطی به این ندارد که بازیگر تعویض شده ناتوان است و بازیگر جایگزین، توانمند. سلسله اتفاق‌هایی می‌تواند باعث شود بازیگر در زمانی مشخص و شرایطی خاص امکان حضور در یک نقش را نداشته باشد و طبیعی است کارگردان برای حفظ فیلمش دست روی گزینه دیگری بگذارد. در سینمای ایران، با انواع و اقسام بازیگرانی رو به رو بوده‌ایم که با وجود قطعی بودن حضورشان در یک اثر، کنار رفته‌اند و جای خود را به بازیگران دیگری داده‌اند.

البته برعکس این ماجرا هم به وفور دیده می شود. بازیگرانی که بعد از خواندن فیلمنامه، قرارداد بستن یا ضبط چند قسمت، به دلایلی امکان ادامه حضور در پروژه را ندارند و جایشان را به بازیگر دیگری می دهند. این پدیده آن قدر رواج دارد که خیلی وقت ها حتی کار به دعوا و جدل هم نمی کشد و بازیگر تعویض در پروژه ای دیگر، باز هم همکاری اش را با آن کارگردان ادامه می دهد.


خفه گی؛ فریدون جیرانی
امیررضا پاشا / نوید محمدزاده

فریدون جیرانی تصمیم داشت برای نقش مسعود، سراغ یک چهره ناشناس برود برای همین هم از بازیگری به اسم امیررضا پاشا دعوت به همکاری کرد. بعد از مدتی، با او به نتیجه نرسید و دست روی نوید محمدزاده گذاشت. ماجرا از زمان اکران فیلم، ابعاد مختلفی پیدا کرد. پولاد کیمیایی از آن جا که نقش اش در فیلم به واسطه حضور نوید محمدزاده کم شده بود، در مصاحبه‌ای اعلام کرد جیرانی از او سوءاستفاده کرده است. بعد هم نام شخصی به اسم پاشا را سر زبان ها انداخت که قرار بود قبل از نوید محمدزاده، نقش مسعود را بازی کند. امیررضا پاشا بعد از این ماجرا مصاحبه مفصلی انجام داد و تاکید کرد که جیرانی او را تحقیر کرده است. پاشا گفت جیرانی به او قول نقش اول را داده اما از یک جایی به بعد او را کنار گذاشته و حتی جلوی عوامل با صدای بلند و تحقیرآمیز به او گفته: «چقدر دماغت گنده و زشت است» یا « چرا مثل لک لک راه می‌روی؟» و… نهایتا او را از پروژه حذف کرده. با تمام این اوصاف اما خود جیرانی در مصاحبه مفصلی که با مجله ۲۴ انجام داده، درباره علت این تعویض، توضیح کوتاهی داده و فقط گفته که بازیگر جوان نمی‌توانست از پس نقش بربیاید و حذف شد.

روبان قرمز؛ ابراهیم حاتمی‌کیا
جمشید هاشم پور / پرویز پرستویی

درباره این تعویض هم روایت‌های مختلفی وجود دارد. اولین روایت این است که ابراهیم حاتمی‌کیا طبق عادت همیشگی، قبل از ضبط فیلم، جلسات دورخوانی می‌گذاشت و فیلم این جلسات را بارها تماشا می‌کرد تا اگر مشکلی وجود داشته باشد، قبل از ضبط رفع شود. زمانی که فیلم تمرین دورخوانی را دید، متوجه شد که جمشید هاشم‌پور خیلی سخت دیالوگ‌ها را حفظ کرده و از پس بیان دیالوگ‌های طولانی‌تر داوود بر نمی‌آید. سعی می‌کند مشکل را برطرف کند. مدام تمرین‌ها را ادامه می‌دهد تا این که یکی دو هفته مانده به فیلمبرداری، تصمیم می‌گیرد او را تعویض کند. روایت دیگر این است که هاشم پور اصلا راضی نمی شود در این جلسات تمرین قبل از ضبط فیلم حاضر شود، چون معتقد است حس بازیگر در شرایط واقعی فیلم به وجود می آید و تمرین جز هرز رفتن این حس کار دیگری نمی کند. برای همین هم همکاری به هم می خورد.

فرزند صبح؛ بهروز افخمی
جمشید هاشم پور / عبدالرضا اکبری

بازی جمشید هاشم پور در نقش میانسالی امام خمینی (ره) در فیلم «فرزند صبح» کاملا قطعی شده بود. تست گریم انجام شده بود و افخمی شکی برای این انتخاب نداشت اما طبق گفته خودش، زمانی که داشتند تست دوربین انجام می دادند، یک مرتبه، در یک لحظه احساس کرده که جنس نگاه هاشم پور شبیه امام (ره) نیست. درواقع حس کرده جمشید هاشم پور را ببینند و تشخیص دهند و این اشتباه است. در حالی که تست گریم هاشم پور شباهت زیادی به تصویر امام (ره) داشت، افخمی با وجود این که شکی در این انتخاب نداشت، هاشم پور را کنار گذاشت و سراغ عبدالرضا اکبری رفت.

مرسدس؛ مسعود کیمیایی
فریبرز عرب نیا / محمدرضا فروتن

مسعود کیمیایی بعد از دو همکاری موفق با فریبرز عرب نیا در دو فیلم «سلطان» و «ضیافت» تصمیم گرفت برای فیلم بعدش اش هم دست روی او بگذارد. عرب نیا آن زمان به خاطر موفقیت همین دو فیلم، تبدیل به ستاره سینما شده و در فیلم «بالاتر از خطر» و «شاهرگ» هم نقش اول بازی کرده بود. با کیمیایی شرط کرد در صورتی حاضر است در مرسدس بازی کند که دستمزد بالای یک سوپراستار را بگیرد. کیمیایی هم که خودش و باعث و بانی ستاره شدن عرب نیا می دانست، انتظار چنین برخوردی را نداشت و او را کنار گذاشت. محمدرضا فروتن تا پیش از مرسدس، بازیگر شناخته شده ای نبود. از سال ۷۳ تا ۷۶ چند فیلم بازی کرده بود که در هیچ کدام مورد توجه قرار نگرفته بود. در چنین شرایطی، مسعود کیمیایی به عنوان جایگزین فریبرز عرب نیا دست روی او گذاشت. فروتن با همین یک فیلم توانست جای خودش را در سینمای ایران پیدا کند و توجه ها را به سمت خودش برگرداند. او نظر داوران جشنواره شانزدهم را به خودش جلب کرد و اسمش را در فهرست نامزدهای جشنواره به ثبت رساند. بعد از مرسدس بود که جیرانی او را برای قرمز انتخاب کرد.

قرمز؛ فریدون جیرانی
امین حیایی / محمدرضا فروتن

امین حیایی تا قبل از این که فریدون جیرانی نقش ناصر در فیلم «قرمز» را برای او در نظر بگیرد، هیچ وقت نقش اول بازی نکرده بود. طبیعتا این اتفاق برایش خوشایند بود. او برای قرمز، تست زد و حتی ۲۰ دقیقه هم بازی کرد اما از یک روز به بعد دیگر سر صحنه نیامد. حیایی سال گذشته در برنامه ۳۵ جیرانی، علت این حذف ناگهانی را شرح داد. گفت آن زمان درگیر ماجرایی بوده و یک انقلاب درونی برایش پیش آمده و باعث شده تحت آزمایش‌هایی قرار بگیرد. همزمان خودکشی دوست صمیمی و مرگ خواهرش هم به آن اضافه شده. همه این‌ها باعث شده که مدتی، جهان‌بینی‌اش تغییر کند و تصمیم بگیرد قید این کار را بزند. آن زمان محمدرضا فروتن، تازه فیلم «مرسدس» را بازی کرده و برای آن نامزد دریافت سیمرغ شده بود اما قرمز، به نقطه عطفی در کارنامه کاری او بدل شد. فروتن بازی درجه یکی از خودش به نمایش گذاشت و سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره هفدهم گرفت و بعد از آن زندگی کاری اش تغییر کرد.

درباره الی؛ اصغر فرهادی
حامد بهداد / شهاب حسینی

حامد بهداد جزء بازیگران اصلی درباره الی بود. حتی با گروه اصغر فرهادی به شمال هم سفر کرد اما به خاطر برخی اختلاف نظرها با شیوه کاری اصغر فرهادی کنار نیامد و خیلی زود حذف شد. فرهادی به جای بهداد، سراغ شهاب حسینی رفت. منتها قضیه کمی پیچیده تر از این حرف هاست. قرار بود بهداد نقشی را که پیمان معادی در درباره الی داشت، بازی کند، پیمان هم نقش احمد را بازی کند، همان کاراکتری که شهاب نقشش را بازی کرد. بعد از کنار گذاشته شدن بهداد از پروژه، شهاب حسینی دعوت به کار شد، با حضور او و بعد از یکی دو جلسه دورخوانی، فرهادی دست به تغییر نقش ها زد. طبق تصمیم او پیمان معادی قرار شد نقش حامد بهداد را بازی کند و شهاب حسینی هم عهده دار نقش احمد شود. اگر به مصاحبه های بهداد رجوع کنید او گفته که پیمان معادی جایگزینش شده، در حالی که معادی از همان روز اول در ترکیب بازیگران قرار داشت و فقط با رفتن بهداد نقش تغییر کرد.

سوپراستار؛ تهمینه میلانی
محمدرضا گلزار / شهاب حسینی

انتخاب اول تهمینه میلانی برای فیلم سوپراستار محمدرضا گلزار بود. گلزار ابتدا می‌پذیرد در این فیلم بازی کند اما بعد از این که فیلمنامه را تا انتها می‌خواند، منصرف می‌شود. دلیل انصرافش هم این است که همه او را به عنوان سوپراستار سینمای ایران می‌شناختند و با توجه به مضمون فیلم که تصویر زشتی از سوپراستارها به نمایش می‌گذارد، احساس می‌کرد با بازی در این فیلم، یک جورهایی دست به خودزنی می‌زند. آن زمان شهاب حسینی برای فیلم های «شمعی در باد» و «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» دو نامزدی سیمرغ را در کارنامه اش داشت اما کماکان یک بازیگر معمولی در سینما بود و هنوز تا تبدیل شدن به ستاره سینما فاصله زیادی داشت. شاید برای همین هم پیشنهاد تهمینه میلانی را پذیرفت. شهاب حسینی با سوپراستار کاملا دیده شد و اولین سیمرغ بلورین کارنامه بازیگری‌اش را از جشنواره بیست و هفتم گرفت. این نقش باعث شد نظر بسیاری از کارگردان‌های مهم سینما به او جلب شود.

تردید؛ واروژ کریم مسیحی
محمدرضا فروتن / حامد کمیلی

واروژ کریم مسیحی، ۱۸ سال بعد از ساخت «پرده آخر»، تصمیم گرفت یک بار دیگر در جایگاه کارگردانی بنشیند و فیلم بسازد. گروه را جمع کرد تا «تردید» را کلید بزند. محمدرضا فروتن، بهرام رادان و ترانه علیدوستی، سه بازیگر اصلی بودند که کریم مسیحی برای فیلم آخرش دست روی آن ها گذاشت. کار شروع شد و ۲۰ روز پیش رفت. آن ها مشغول ضبط صحنه های داخل سینما بودند که کریم مسیحی دچار یک بیماری شد. کار شش ماه متوقف شد و بعد از این مدت، زمانی که دوباره خواستند آن را ادامه دهند، محمدرضا فروتن درگیر یک پروژه دیگر شده بود و امکان حضور در فیلم را نداشت. مجبور شدند بازیگر را تغییر دهند. به جای محمدرضا فروتن، حامد کمیلی به تردید پیوست و برای این که تصویر بهرام رادان، کنار کمیلی درست دربیاید، تصمیم گرفتند گریم رادان را تغییر دهند. رادان که تا پیش از این با ریش بلند جلوی دوربین رفته بود، ریشش را تراشید و با شکل و شمایل دیگری

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید