سودای سیمرغ | فیلم مصادره

1

مصادره

کارگردان | مهران احمدی
نویسنده | علی فرقانی
تهیه کننده | محمدحسین قاسمی
بازیگران |  رضا عطاران, هومن سیدی, بابک حمیدیان, میرطاهر مظلومی, هادی کاظمی, مزدک میرعابدینی, سیامک صفری, مهران احمدی, لوسینه گیراگوسیان, میلنا واردانیان, آلیسا میلکستیان, امیرصدرا حقانی, هارمیک سوقومونیان
خلاصه داستان | ایران خیلی بزرگه ولی ما هم خیلی بدشانسیم…

 

 

نقدها :

• رضا پورحسین

تقریبا هیچ

مصادره نخستین تلاش «مهران احمدی» در نقش کارگردان یک ناامیدی بزرگ بود. ناامیدی از این جهت که آن را بهترین تلاش سینمایی خود دانسته است، کوششی که حتی مخاطب طنز طلب این روزهای سینمای ایران را نیز قانع نمی‌کند. هجوی به تمام معنا که خود را به تمام حدود دیوارهای اطراف خود کوبید و خسته در میان اندیشه‌های سردرگم و متضاد خود دفن شد و قطعا در زمان اکران به جز یک گیشه متوسط که به کمک بازیگران سرشناسش به دست خواهد آورد، موفقیت دیگری کسب نخواهد کرد و این ریشه در ضعف بزرگ و قدیمی سینمای ایران دارد که در روایت یک داستان ساده نیز عاجز است و هنگامی که یک فیلمنامه نمره قبولی بگیرد گویا تمام قله های موفقیت توسط کارگردان فتح شده است. مقوله‌ای که حداقل انتظار مخاطبین و منتقدین از یک فیلم می‌باشد، اما به جای داستان پردازی و شخصیت پردازی متناسب با ساختار ، شاهد درگیری های لفظی جناح‌ها و عقاید مختلف در فیلم هستیم که روایت فیلم را به بیراهه برده است و نه دیالوگ ها و جدال های عقیدتی خود را به سرانجام می رساند و نه کمکی به محتوای طنز می کند.

مصادره روایت «اسماعیل» مسئول خرید ساده لوح و کم خرد ساواک می باشد که تاوان اشتباهات خود را می دهد و برای فرار از واقعیت از کشوری به کشور دیگر و از شهری به شهر دیگر مهاجرت می کند.  با فضاسازی مناسب و ایجاد فضایی بدیع از سوی «مهران احمدی» شروع خوبی را شاهد بودیم و امیدها را برای دیدن یک طنز خوب و ایده آل را پس از سال ها زنده کرد اما با ورود به میانه های فیلم تمام آرزوهای ما بر باد رفت و روایت فیلم چیز دیگری به جز شوخی های پیش پا افتاده و مبتذل برای عرضه نداشت ، تقریبا هیچ ، تقریبا هیچ ، تقریبا هیچ ، عبارتی که این روزها باید پس از دیدن بسیاری از فیلم های ایرانی گفت ، تقریبا هیچ حرفی برای گفتن نداشت که شاید مهران احمدی به کمک نویسنده ای توانمند تر در آثار بعدی خود بتواند این نقص ها را برطرف کند. اما به دور از انصاف است که اگر اشاره ای به نقاط قوت فیلم از جمله چهره جوان و موسیقی متن متناسب با فضای طنز  نکنیم ، نقاط قوتی که به سبب ضعف در فیلمنامه کمتر به چشم خواهند آمد.

• حمید خرمی

خودخوشی!

این فیلم در ردیف کمدی‌های اسکروبال (بوالهوسانه) قرار می‌گیرد که قرار است با هر ترفندی بخنداند. هرچند که مصادره تلفیقی است از نهنگ عنبر و بارکد «مصطفی کیایی»  که مشتی  نوستالژیک دهه ۵۰ با مشتِ مثلاً آهنین اعتراض، همراه می‌شود، اما به‌رسم همیشگیِ کمدی‌های گیشه محور، هویت مصادره پوچ و بی‌مایه است. علت این بی‌مایگی نیز در فقدان ادبیاتِ ماقبل نمایش کمدی مثل رمان و نمایشنامه و…در سینمای ایران است. سینما ترجیح می‌دهد به‌جای طراحی شخصیت و موقعیت کمدی، یک‌راست سراغ دیالوگ‌نویسی‌هایی از جنس متلک سیاسی و جنسیتی برود.

کمدی در سینمای جهان، با تمام تنوع و حیثیت معنایی خود، مأموریت و وظیفه‌ای دارد که کارگردان‌ها به‌خوبی از آن برای بیان ایده‌ها و مبانی خود استفاده می‌کنند؛ زیرا کمدی، ژانر خوش تلفیق است و نمک غذای معانی می‌شود. کمدین هایی مثل استورجس و یا چارلی چاپلین، با فکاهی و طنز، عمیق‌ترین مضامینِ ارزشی و پوزیشن ملی خود را بدون دیالوگ بیان می‌کردند و وقتی دهه ۳۰ و ۴۰، آمریکا درصدد معرفی نظام ارزشی خود به جهان شد، از کمدی رمانتیک موقعیت (سیت کام) استفاده کرد و افرادی مانند «هوارد هوکز»، «هارولد لوید» ظهور کردند که سبک فیلم‌سازی و تفکر آن‌ها در دهه‌های بعدی بر «رابرت زمکیس»، «وودی آلن» و بسیاری دیگر اثر گذاشت.

اما سینمای کمدی ایران چون مشقِ کمدی صامت را انجام نداده است، در منزل اول مانده است و به‌ تنهایی توانایی برپا نمودن موضوع و ایده را ندارد. علتش علاوه بر کمبود رمان کمدی، کم‌مایگی مدیریتِ جدی در بیان باورها است و هم‌چنین فقدان آموزش و باروری علاقه‌ مندان به هنر که با کمترین شناخت و معرفت نسبت به جایگاه هنر و سینما پا به میدان خالی از سکنه‌ای می‌گذارند که توهم نقش تربیت جامعه را در خود احساس می‌کنند و بد حادثه آنجاست که این سینمای کمدیِ روبه افول و کم‌مایه، اصالت را در خود متصور می‌شود و به خود حق می‌دهد که مثلاً همه مافیاها و مسئولین فاسد را معرفی و افشا کند و خودش را همچنان مبرا و غنی بداند!

• علی پرویزی

از شیار_۱۴۳ تا مصادره!

مصادره، کمدی بسیار ساده و محافظه‌کارانه‌ای درباره مصادره‌ی فرزندان، اموال، اندیشه‌ها، سرمایه‌ها و زمان است. از کسی که سابقه‌ی حضورش در تیم کارگردانی به دستیاری و برنامه‌ریزی برای کاهانی برمی‌گردد هم انتظار یک کمدی به معنای واقعی کلمه نمی‌رود. فیلم ماجرای زندگی یک عضو دون‌پایه ساواک را روایت می‌کند. نمایش بی‌پرده ایران پیش از انقلاب و حدود چهار دهه از جامعه‌ی آمریکا و ایران به این شکل که در فیلم است، اصلا قابل توجه نیست. چرا که همه‌ی اینها رونما و زینت ظاهری برای فیلمی است که از دورن تهی و پوچ است.

به‌جز این موارد، تنها سوژه‌ای که شاید به نوعی بدیع باشد، روگرفتی به تمام معنا کاریکاتوری، از محمودرضا خاوری است که «بابک حمیدیان» نقش آن را بازی می‌کند. باتوجه به صحبت‌هایی که در روزهای اخیر در گوشه‌وکنار جشنواره به گوش رسیده، توصیه می‌شود تا عزیزان حتما به تماشای مصادره بنشینند و مسئول بسیاری از مسائل در چهل سال اخیر را بر پرده نقره‌ای نظاره کنند. آیا هم اینها، خود مصداق بارز خاوری، اما در حوزه فرهنگی و هنریِ در چهل سال گذشته نیستند؟

سیر آثار تیم «محمدحسین قاسمی» در سال‌های اخیر بسیار جالب است. با ساخت نفس و مواضع «نرگس آبیا»ر پس از نفس ، بسیاری از کسانی که مدتی مشغول تقدیر از این تیم بودند متاسفانه جاخوردند. نظر خانم آبیار درباره جلوه‌ای که مصادره از زنان به نمایش می‌گذارد باید شنیدنی باشد! در پایان هم چه خوش درخشید نام حسام‌الدین آشنا در تارک این فیلم در تیتراژ پایانی!

شاید بتوان گفت بهترین بخش فیلم سینمایی مصادره، ترانه تیتراژ پایانی آن با صدای« پرواز همای» است. شعر آنقدر قوی است که به تنهایی به اندازه کل فیلم می‌ارزد. این ترانه نه تنها تمام بخش‌های فیلم‌نامه را در خود دارد، بلکه بسیار عمیق‌تر از آن است. آیا قرار نیست بخش بهترین ترانه هم به جوایز اضافه شود؟

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

۱ دیدگاه

یک پاسخ قرار دهید