سودای سیمرغ | فیلم جاده قدیم

0

جاده قدیم

کارگردان |منیژه حکمت
نویسنده | منیژه حکمت
تهیه کننده |منیژه حکمت
بازیگران | مهتاب کرامتی, آتیلا پسیانی, پرویز پورحسینی
خلاصه داستان | در آستانه سال نو مینو به خانه نمی رسد.

 

 

 

نقدها :

• محمد رضا حسینی

ادای دین جاده قدیم به کدام ارزشهاست؟

یک ضرب المثل انگلیسی می گوید: اگه داره بهت تجاوز میشه ، و کاری از دستت بر نمیاد ،‌سعی کن تو هم از اون تجاوز لذت ببری نه اشتباه نکنید این ضرب المثل حرف جاده قدیم نیست ، جاده قدیم هنوز چند قدم تا این ضرب المثل فاصله دارد. «منیژه حکمت» که پس از یازده سال دوباره در نقش کارگردان وارد میدان شده ، آمده تا تئوری تازه اش را  در جاده قدیم ارائه کند:  حرف فیلم این است که اگر بهت تجاوز شد و کاری از دستت بر نمیاد ، توی اینجور مواقع بهتره که مقاومت نکنی وگرنه آسیب بیشتری می بینی.

او که در این سالهای اخیر بیشتر از جمله هنرمندان سیاسی بوده و مواضعش در قبال دولت مطبوعش نیز بارها عوض شده، بر خلاف روحیه ی تند و عصبی ای که در شب رونمایی فیلمش به نمایش گذاشت در فیلم خود، ضمن تئوریزه کردن عدم مقاومت در برابر متجاوز، مانند خاله ای دلسوز رجوع به گذشته را التیامی بر روح و روان مورد تعرض قرار گرفته معرفی کرده و نسخه می پیچد. او چنان بدنبال ارائه ی پیام خود بوده که از فیلمسازی دور مانده است. او چنان در کارگردانی بخصوص در ابتدای فیلم بشدت ضعیف است که از پس دکوپاژ یک میز شام بر نیامده و  در فیلمنامه نیز با وجود بهره از چندین مشاور فیلمنامه از «جمله شادمهر راستین» و «حسین مهکام» نتوانسته از پس قصه گویی بر بیاید و فیلم از نیمه میانی برای مخاطب تمام شده و باید منتظر پایان فیلم بماند.

باید از دبیر و شورای سیاستگذاری جشنواره و همچنین مسئولانی که این فیلم را در جشنواره فیلم انقلاب اسلامی پذیرفته اند و همزمان این جشنواره را ادای دین سینما به انقلاب می دانند ، شاخص های ادای دین این فیلم به انقلاب اسلامی را پرسید و قبل تر از آن  اینکه چقدر به پیام این فیلم معتقدند؟ شاید جواب مشخصی که وجود دارد در اعلام کاندیداهای جوایز و هنگام اهدای جوایز بیشتر شفاف شود.

• حمید خرمی

لورا مالوی، دوستان و دیگر هیچ

جاده قدیم آورده‎‎یک پوسیده و نخ‌نما شده از انگاره‌های فمینیسمی است که «منیژه حکمت» مثلاً مانند« لورا مالوی»، با خیره‌ سری مردان، محکم و کوبنده مبارزه می‌کند و هشدار می‌دهد. این فیلم نه به سبک رئالیسم است و نه درام اجتماعی؛ بلکه دیدگاه کِش آمده و شخصی و سیاسی است از مجله تصویریِ سیاه انگاری ذات مردان و ستم‌کشی زنان که ازنظر آن‌ها پایانی بر سیاهی‌ها نیست. در فیلم، تقریباً همه لباس سیاه بر تن دارند و عوامل نیز در نشست خبری، سیاه پوشیده بودند تا مثلاً مانند مراسم گلدن گلوب، به تجاوز مردان، اعتراض بکنند! پس آن امید سفید پایان فیلم برای چه بود؟! آن‌همه امید به مذاکرات هسته‌ای دولت جدید و بهبودی وضع معیشت چه می‌شود؟!

این فیلم به سبک دوران عاشقی رئیسیان، به ژورنالیسم شلاقی از آسیب‌ها تبدیل‌شده و از آن‌طرف نیز مانند اکثر آثار سینمایی سایکوتیک، اختصاصی به «وومن ابیوز» پرداخته است. در این فیلم، مسئله تجاوز، بی‌علت برای مادر خانواده رخ می‌دهد و مردان ریش‌سفید اطراف این زن نیز جز انفعال و بی‌منطقی و حریم‌شکنی و روانی جلوه دادن عروس خانواده، تخصص دیگری ندارند مردان گویا همگی ظالم‌اند؛ چه تجاوز بکنند یا نکنند.

علاوه بر مخدوش شدن شخصیت و جنسیت، خانواده و هویت هم در حال فروپاشی است؛ یک خانواده ثروتمند و بالاشهری و نسبتاً لیبرال که تمایزی با طبقه متوسط ندارند مگر ماشین شاسی‌بلند و کارخانه؛ فرزندان هم پدر و مادر خود را به اسم کوچک صدا می‌زنند؛ از عمل سقط‌جنین هم پروایی ندارند. «شیدا» دختر جوان خانواده هم دختری خانه گریز است که معمولاً در این‌گونه از فیلم‌های فمینیسمی، مظهر «زن سرکش» بالقوه است که او نیز گویا قرار است در آینده‌ای نه‌چندان دور، شادی را از خانواده و مخصوصاً مردان محیطش سلب و متزلزل کند! لذا او نیز تحت نظارت چشمان برادر و پدر قرار می‌گیرد.

• آرش خسروانی

نسخه ضعیفی از فروشنده

فیلم زمان زیادی می‌گذرد تا شخصیت اصلی داستان را برای ما معرفی کند، اصلی‌ترین موضوع فیلم «تجاوز» است که در کنار آن پولشویی و وام‌های بی حساب بانکی را مطرح می‌کند، ماجرا تکراری و تا حدود زیادی مشابه به فروشنده در نسخه‌ای ضعیف‌تر است. کارگردان خواسته بار دیگر نبود امنیت برای زنان در جامعه را بیان کند، نه چشم‌اندازی جدید را پیش روی ما قرار داده و نه داستان کشش ظریفی برای بیننده ایجاد می‌کند.

«مهتاب کرامتی» که مورد تجاوز قرار گرفته، تا سکانس آخر موضوع را انکار می‌کند تا بقبولاند ضربه آنقدر سنگین است که هیچ کس از نزدیکانش نمی‌توانند آن را درک کنند و شاید تنها گذر زمان است که باعث می‌شود او با این لطمه بزرگ به تنهایی کنار بیاید. اعطای وام‌های بی وثیقه به یک سری افراد خاص، از دیگر موضوعات تکراری است که بارها در فیلم‌های مختلف بهتر به آن پرداخته شده. در این روند تکراری و بی هیچ سخن جدید، شاید قابل تأمل‌ترین سکانس، سخن مادر به مهتاب کرامتی است که می‌گوید برادرش قبل از مرگ همیشه نگران بود که خواهرش تقاص کارهایش را بدهد!

• آرش فهیم

حیران از یک درام ویران!

جاده قدیم ساخته جدید «منیژه حکمت»، یک فیلم ایدئولوژیک است که به خاطر عدم انسجام در فیلمنامه و غرق شدن داستان در ایده های کهنه و رخدادهای کلیشه ای و فقدان منطق، سطحی و شعارزده به نظر می رسد.

این فیلم از چند روایت و درونمایه شکل گرفته که بیشتر آن ها هیچ ربطی به هم ندارند. ماجرای امتناع زن آزار دیده «مینو» از طرح شکایت و پی گیری قضایی مسئله، عینا شبیه به همین ماجرا در فیلم فروشنده «اصغر فرهادی» است. پخش پی در پی اخبار صداوسیما درباره مذاکرات هسته ای، موضوع وام های کلان بانکی، مسئله بارداری عروس خانواده و تصمیم وی برای سقط جنین، طرح ماجرای برادر مینو و حتی وجود دختر نوجوان وی، با قصه اصلی فیلم پیوند نیافته اند.

حادثه کلیدی و راهبردی جاده قدیم از پایه و اساس غلط و باورناپذیر است. در این فیلم می بینیم که منزل مینو «مهتاب کرامتی» جایی در شمال تهران است و محل کار او نیز تقریبا همان حوالی به نظر می رسد یا حداقل در مرکز شهر قرار دارد. او برای اینکه از محل کار خود به خانه اش برسد سوار یک خودروی مسافرکش می شود و راننده این خودرو او را به جایی خارج از تهران و یک منطقه بیابانی می برد و مورد آزار قرار می دهد. در دیالوگ هایی که درباره این واقعه مطرح می شود متوجه می شویم که راننده، با رفتن به خیابان های فرعی، مینو را به آنجا برده. قاعدتا فاصله و زمان زیادی از مبدأ تا محل وقوع جرم می گذرد و جهت مسیر خودرو نیز باید برخلاف جهت مسیر منزل مینو بوده باشد. با این اوصاف و با توجه به اینکه مینو در طول راه، بیدار و هوشیار بوده، این سوال پیش می آید که او طی این مسیر و درحالی که می دیده لحظه به لحظه به جای اینکه به مقصد خود نزدیک تر شود دورتر می شده، چرا هیچ واکنشی نشان نداده؟

چطور می توان باور کرد که مینو، بانویی که با زیرکی جلوی دادن وام کلان و بدون وثیقه به تاجران گردن کلفت را می گیرد، اصلا متوجه نشده که راننده مسافرکش او را به جایی فرسنگ ها دورتر از منزلش می برده؟ با توجه به اینکه این اتفاق در شب سال تحویل رخ داده و در تصاویر فیلم هم بارها بر ازدحام جمعیت در خیابان های شهر تأکید می شود، چرا این زن توانمند و باهوش سعی نکرده تا قبل از خارج شدن از شهر، از مردم کمک بگیرد یا تقلا کند تا از ماشین نجات یابد؟  به همین دلایل هم هست که مخاطب در حین تماشای جاده قدیم به جای اینکه از وضعیت بغرنج مینو متحیر شود، از فیلمنامه ویران و ضعیف این فیلم، حیران می شود.

 

• مریم انصاری

برند شیر، برجام و آقاجون

فیلم سوم «منیژه حکمت» پس از زندان زنان و سه زن، باز هم ماجرای یک زن است، زنی به نام مینو(مهتاب کرامتی) که زندگی خانوادگی موفقی دارد، مورد احترام فامیل و عضو محوری آن یعنی پدر شوهرش است، دقیق و مهربان است، دوست فرزندانش است و در  حیطه کاری هم یک رئیس بانک موفق و قانونمند است. در شب سال نو، اتفاق دردناکی برای او می افتد و با این آزار جسمی و روحی، نظم زندگی او از دست می رود.در ادامه فیلم، ماجرای چگونه کنار آمدن مینو و خانواده اش با این ماجرا و تلاش مردهای خانواده مخصوصا پدربزرگ برای اعاده حیثیت و حفظ ناموس خانواده است، البته اگر مخاطب از طراحی صحنه فیلم و هجوم یک رنگ خاص به همه لباس ها و فضاها دلزده نشود و بتواند ریتم کند و تمهیدات کلیشه ای مانند شست و شوهای وسواس گونه مینو برای پاک شدن یا دوری گزیدن از همسرش را تحمل کند و به تبلیغات شیر پاستوریزه و اخبار مذاکرات و برجام توجه نکند،  می تواند به پایان فیلم برسد.

پایانی که در آن متوجه می شویم شاید این اتفاق تلخ، خیلی هم بد نبوده است، زیرا مینو موفق می شود بر این حس شکست غلبه کند، در محل کارش جلوی بی قانونی بایستد، مانع سقط جنین عروسش شود و به پسرش بیاموزد که باید پای کاری که کرده بایستد، و از همه مهمتر به همسرش این جرات و جسارت را بدهد که پس از یک عمر کنار آمدن با پدری که صاحب اختیار همه زندگی آنهاست، جلوی او بایستد و دیگر این وضع را تحمل نکند. راهی که کارگردان پیش پای ما می گذارد، این است که تجاوز و تعرض به خود را بپذیریم و آن را با صدایی رسا اعلام کنیم و از زیر یوغ پدر  بیرون بیاییم، اما این راه یک جاده قدیمی و امتحان شده است، جاده ای که ایران سالها پیش از آن گذر کرده و دیگر به عقب باز نخواهد گشت.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید