سودای سیمرغ | فیلم بمب: یک عاشقانه

0

بمب: یک عاشقانه

کارگردان | پیمان معادی
نویسنده | پیمان معادی
تهیه کننده | مانی حقیقی
بازیگران | پیمان معادی, لیلا حاتمی, حبیب رضایی, سیامک انصاری, سیامک صفری, بهادر مالکی, رامین پورایمان, معصومه قاسمی‌پور, صبا گرگین پور, باران معادی, شهروز آقایی پور, ارشیا عبداللهی, نیوشا جهانی
خلاصه داستان | قصه این فیلم با حال و هوای موشک باران تهران در سال ۱۳۶۶ روایت می شود.

 

 

نقدها :

• حمید خرمی

خانه بمب کجاست؟!

«پیمان معادی» فیلم‌ساز ماهری نیست و فقط به‌واسطه هوشی که دارد می‌تواند دستخط‌های مطلوب محافل خارجی را اجرا کند. معادی در نشست خبری فیلم بمب؛ یک عاشقانه شبیه به تئوری «هانا آرنت»، ادعا می‌کند دهه شصت، دهه خشنی بوده است.

او در فیلم، درصدد القاء این مفهوم است که ما دشمن بیرونی نداریم، خود ما دشمن خودمان هستیم، باید دوستان خودمان را پیدا کنیم اما آن‌ها را نمی‌شناسیم. و این پیام، پیام فیلمِ خانه دوست کجاست «عباس کیارستمی» است که در فیلم جدید پیمان معادی، در سکانسی پوستر آن فیلم را شاهد بودیم. و اساساً نگاه فیلم، کاملاً تحت تأثیر سینمای کیارستمی است، از همان خانه دوست کجاست تا مضمونِ خشن و اگزوتیکِ فیلم مشق شب؛ درواقع نگاه روشنفکران به مدرسه، نگاه پادگان گونه است که مولد خبرچینی دانش آموزان می‌دانند و معلمان و ناظمانِ خشن و قانون‌گرا، میل به آموختن را در دانش‌آموزان از بین برده و شادی و نشاط و هیجان را از آن‌ها می‌گیرند.

«کیارستمی» سال ۶۳، فیلم اولی‌ها را می‌سازد که از نسلِ اول کودکانِ بعد از انقلاب رونمایی می‌کند و چیزی که در فیلم‌های کیارستمی محکوم می‌شود، یک نظام آموزشی گنگ و سرکوبگر است. در فیلم مشق شب صراحتاً مذهب به‌عنوان عامل عقب‌ماندگی معرفی می‌شود؛ در آنجا مراسم صبحگاهی و عزاداری حضرت فاطمه (س) بیش‌ترین زمان را به خود اختصاص می‌دهد، و بچه‌ها علی‌رغم بازیگوشی‌هایشان، شعارهایی مثل «اسلام پیروز است»، «مرگ بر صدام» و اشعار و نوحه‌هایی تکرار می‌کنند و نتیجه‌گیری سلسلهٔ پلان‌ها و سکانس‌ها، محکومیت این اقدامات می‌شود چون آن رفتارها را مخل آزادی و خلاقیت بچه‌ها می‌داند و حتی برای لحظاتی این صدا را قطع می‌کند!

اما در فیلم بمب؛ یک عاشقانه آن وجوه اگزوتیک و ترسناک فیلم‌های کیارستمی به مدد طنز پرانی‌های مدیر مدرسه، تلطیف شده است. مدیر مدرسه با لحنی شلخته سعی دارد شعارها را القا کند اما دانش آموزان آن را نمی‌پذیرند و درحرکتی اعتراضی ترانه‌های عاشقانه داریوش اقبالی را روی درودیوار دستشویی مدرسه حک می‌کنند.

چگونه کارگردان، دهه ۶۰ را دهه خشن نامیده است درحالی‌که «ایرج ذکایی» روشنفکر فیلم، در ایام کودکی و نوجوانی ذاتاً خشن تربیت شده است! آنجا که خاطره رقابت خشن خود را با برادرش با آویزان شدن از تراس (بهارخواب) مطرح می‌کند که با لگدزدن به یکدیگر امکان افتادن هرکدام از آن‌ها وجود داشت!

تربیت خشونت‌آمیز ایرج در دوران کودکی ربطی به دهه شصت و حکومت جمهوری اسلامی و حتی جنگ ندارد. خشونت در ذات تربیت روشنفکر ایرانی است. محیط و نحوه زیست بسیاری از روشنفکران طبقه متوسط از زمان مشروطه تا دوره رضاخانی خشن بوده و پس از کودتای ۲۸ مرداد به‌مراتب رادیکال‌تر شده است.

• محمد کلهر

عاشقانه‌ای عقیم و سیاست‌زده

بمب، یک عاشقانه شروعی گیرا و جذاب دارد. سکانس طولانی آغازین با موسیقی دلنشین آهنگساز یونانی، در کمترین زمان لازم فضاسازی کرده و مخاطب را به دهه ۶۰ می‌برد. بارزترین نکته فیلم معادی همین بازسازی دقیق جزئیات آن دوران و خاطره‌بازی با نوستالژی‌های دهه ۶۰ است؛ از خرید میوه در پاکت تا لایه‌کردن توپ پلاستیکی و صف پیت‌های نفت و…

اما فیلم آن میزان که در ارائه تصویر موفق است، در بیان مطلب الکن بوده و مدام بین عشق و سیاست‌زدگی در رفت و آمد است. همین رفت و آمدها مانع از شکل‌گیری داستان می‌شود و از فیلم، عاشقانه‌ای عقیم و بیانیه‌ای سیاسی روی پرده سینما نقش می‌بندد. شاید اگر کارگردان فقط روی دو داستان عاشقانه فیلم ـ یعنی قهر معلم و همسرش و علاقه پسر نوجوان به دختر فامیل همسایه ـ تمرکز می‌کرد، با فیلم کامل‌تری روبه‌رو می‌شدیم که از عناصر بصری برای رساندن مضمون عاشقانه به بهترین نحو بهره برده است. اما کارگردان علاقه دارد مناقشات سیاسی را به گل‌درشت‌ترین شیوه ممکن بیان کند و همین سرآغاز سقوط فیلم است.

به اعتقاد نگارنده، بمب،‌ یک عاشقانه با تدوین مجدد می‌تواند به مراتب فیلم بهتر و منطق‌تری شود، کما اینکه کارگردان هم بر ایجاد تغییرات و کوتاه‌تر شدن فیلم برای اکران عمومی تأکید دارد. می‌توان امید داشت پیمان معادی با «کاستن از دیالوگ‌های شعاری» و «حذف کردن سکانس پایانی»، صحنه‌های ویران‌شدن آپارتمان و حبس افراد در زیرزمین را در ذهن تماشاچیان ماندگار کند.

• محمد احمدخانلو

بمب٬ یک فراموشی

بمب٬ یک عاشقانه ماجرای آدم‌های یک ساختمان و یک مدرسه در تهران هنگام موشک‌باران‌های سال‌های پایانی جنگ است. اگر کارگردان خود را در کنار شریک بازیگری اش، که پیش از این تا اسکار هم با او جلو رفته، در نقش دو فرهنگی نگمارده بود می‌توانستیم احساسات معصوم و  ماجراجویانه پسرک عاشق‌پیشه را خط اصلی داستان بدانیم. در هر صورت و با هر نگاهی موتور پیشران این فیلم بمب‌های صدام است. بمب‌هایی که با آمدنشان به فیلم سر و شکل می‌دهند، رابطه‌ای را ایجاد می‌کنند، مسیر داستان را تعیین می‌کنند و در تمام این مدت رخ نشان نمی‌دهند.

بمب اقتباس آزادی از داستان کوتاه بن‌بست است. قصه‌ای از کتاب من قاتل پسرتان هستم که بسیار محبوب فیلمسازانی شده است که سعی دارند روح مقاومت و دفاع را از جنگ هشت ساله بگیرند و تنازع بقا را قاب بگیرند. بمب را می‌توان به مدد کشاکش‌های بانمک درون مدرسه و دو روایت عاشقانه داخل خانه، ملایم‌ترین و پرکشش‌ترین این اقتباس‌ها دانست.

فیلم سعی کرده با توجه به برخی جزئیات رفتاری و محیطی و بهره‌گیری صحیح از طنز، نوستالژی را جایگزین تاریخ کند. شاید بازی افراطی فیلمساز با شعار‌های تبری از دشمنان در ظاهر کنایه و پوزخند به تکراری بودن شعارها باشد اما مهم‌ترین مقصود آن نیست. فیلم در حال دور ریختن حافظه تاریخی یک ملت رنج‌دیده است. وقتی خباثت‌هایی که دشمنان ایران علیه مردم بکار بستند تنها در لابلای کلمات خشک کتاب‌ها و یا تقریر مسخره یک مدیر محافظه‌کار بیان می‌شود، حسی که مردم آن روزگار در مواجهه مستقیم با مصاعب و دشمنی‌ها دریافت کردند برای نسل‌های بعدی منعکس نمی‌شود. حسی که جز در قالب هنر نمی‌تواند به کمال منتقل شود و وای از روزی که قاب هنر خود منکر آن شود و برای رئیس‌جمهور فقید دشمن نوشابه باز کند. این گونه است که نسل بعدی جوابی برای سوال حتی یک کودک استثنایی ندارد که اسماعیل (همان اسرائیل البته به زبان شیرین پسرک) واقعا چه کرده است؟

• رضا پورحسین

بمبی که خنثی شد

هنگامی که خبر ساختن فیلم جدید “پیمان معادی” با حضور بازیگران شناخته شده و توانمند تیتر اول رسانه های سینمایی شد ، همگان منتظر تماشای یک اثر قوی و بی نقص از “پیمان معادی” بودند ، رویایی که در جشنواره ی پر فراز و نشیب امسال خیلی زود رنگ باخت و بمب خبری پیمان معادی خیلی زود خنثی شد و تنها توانست با تکیه به ایجاد حس و حال دوران جنگ برای متولدین دهه پنجاه و شصت ، یک فیلم نوستالژیک کمدی به عرصه نمایش بگذارد اما حتی با ایرادات فراوان در فضاسازی آن دوران در این امر نیز ناتوان ماند و نتوانست به خوبی آن دوران از شهر تهران را به خوبی نمایش دهد. اما پیمان معادی در خلق فضای یک مدرسه پسرانه در دهه شصت و حالات رفتاری نوجوانان موفق بود و توانست یک موقعیت کمدی خوب با بازی قابل قبول “سیامک انصاری” و “حبیب رضایی” در نقش مسئولین مدرسه ایجاد کند اما این یک وجه از روایت چند خطی “پیمان معادی” بود که توانست موفق باشد.

خط روایت عاشقانه فیلم نیز نمره قبولی گرفت و توانست به خوبی در دل داستان جایگاهش را تثبیت کند. اما خط سوم روایت که مربوط به همسایگان آپارتمان به عنوان نماد یک ساختمان از تمامی محله های تهران بود نتوانست به خوبی در دل داستان جای بگیرد و صرفا با تمسخر کردن و نه تکنیک های سینمای و نوشتاری ، مخاطب را برای لحظاتی به خنده های سبک وا می داشت و در فراز و نشیب های فیلم ، خط سقوط را طی می کرد سپس در سایر خطوط روایت دوباره با استفاده از توانایی های عوامل فیلم از جمله موسیقی متن قدرتمند “النی کاریندرو” به اوج برمیگشت و همین روند تا انتهای فیلم تکرار می شد و “بمب” پیمان معادی فعال و خنثی می شد.

 

• آرش خسروانی

بمب …تنها در ظاهر عاشقانه

فیلم در دهه ی شصت سپری شده شاید سطحی ترین نگاهش سمت و سویی از عاشقانه ی پناهگاه را بیان میکند،زندگی شخصی زن و شوهر تحت تاثیر برادری که به جبهه رفته گمان میرفته که شهید شده و حال خبر اسارت یکی از چالش های فیلم را مطرح میکند، هیاهوی مدرسه با بازی خوب سیامک انصاری لذت بخش ترین بخش داستان را برای مخاطب فراهم میسازد ،اما شاید هدف اصلی فیلم ساز سعی میکند در خط به خط فیلم نقطه نظرات ذهنی خود را که به شدت سیاست زده است در صحنه به صحنه به بیننده القا کند.پسرکوچک در حالی خود برای اهداف کودکانه دروغ میگوید نقل قولی از امام صادق دارد در مورد کسی که به دوستش تهمت بزند،دختری که خصوصی زبان یاد میگیرد به معلمش میگه پدر و مادرش اصلا دوستش ندارن و آدمای خوبی نیستن،زیر صدای فیلم در صحنه ای سخنرانی «شهید مطهری» پخش میشود :به خاطر مصلحت ،حقیقت را ذبح شرعی نکنید.دزدی که میگه به زور بردنش و نمی تونه تو جبهه بمونه رولت روسی و…

همه و همه بیننده را مجاب میکند علاوه بر داستان فیلم ،هدف اصلی  فیلم ساز در بیشتر فریم ها بیان تناقض ها و تضاد های تحلیل خود از  دوران دهه ی شصت میباشد.بیشتر مشکلات را نه دشمن خارجی بلکه به صورت آگاهانه ناشی از پارادوکس های رفتاری درون کشور میداند.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید