بدون تاریخ بدون امضا | تشریح انسانیت

0
نقدی بر فیلم بدون تاریخ بدون امضا ساخته «وحید جلیلوند»
• سپیده انوشه

«قهرمان دلیر و اخلاق مدار طبقه متوسط به کمک خانواده بی فرهنگ سنتی فقیر می آید.» ظاهرا قرار است این یک خطی مضمون تکرار شونده تمام آثار «وحید جلیلوند» باشد. فضا سازی مدرنی که در برابر فضای نئورئالیسمی طبقه فقیر جامعه ایران تصویر می شود و عجبا که این تصویر معوج  قدر مطلق فضای فیلم های جلیلوند را پر میکند. تو گویی این تصویر تصویر کوچک شده جامعه ایرانی است. در چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت این روایت با ناشی گری و شعار زدگی همراه بود اما در بدون تاریخ بدون امضا با اثری مواجهیم که با تجربه آن فیلم و وام گرفتن از فیلمهای «اصغر فرهادی» تبدیل به اثری قابل قبول تر شده است. البته نه به آن صورت که امضای سیاه جلیلوند دیده نشود و فیلم تا ابد قابل مشاهده باقی بماند. این فیلم با پز های پر طمطراقی شروع میشود. عدم استفاده از موسیقی،قاب های ثابت و فضا سازی خاکستری که از مولفه های سینمای روشفکری ایران محسوب میشود.

دنیای فیلم سیاه است. انسانها از پزشک تا قاضی و دادستان و شاهد همگی سیاه اند. و رفتار های متناقض دارند . «نوید محمد زاده» پدر خانواده ای ۴ نفره است که از پس حل مشکلات اقتصادی بر نمی آید و مدام به خانواده خود تشر میزند. او در صحنه ابتدایی تصادف اعلام میکند که اهل تاوان گرفتن نیست. مرگ پسر تقصیر اوست اما او دنبال تاوان گرفتن از دیگران است از همسری که مدام او را با جملات رکیک وادار به خاموشی میکند. تا قتل مرغ فروش و به میز محاکمه کشاندن «کاوه نریمان». او سیاه خالص است. و چطور است که برای چنین شخصیت پردازی های کلیشه ای در این فیلم و فیلمهای مشابه  نویسندگان شبه روشنفکر ایرانی کف و سوت میکشند. اما اگر این سیاهی و سفیدی را در اثری دینی ببینند از ضرورت قطعی خاکستری بودن شخصیت ها  و نقطه تحول و… صحبت میکنند؟! ما که سر در نمی آوریم  مگر دست اندرکاران جشنواره های مختلف جهانی توضیح دهند که مقصد واقعی چنین فیلمهایی هستند. کاوه نریمان در طول مدت عذاب وجدانی دارد که واقعی نیست. عمل او در اعتراف به تصادف را عده ای اوج عمل اخلاقی وی توصیف کرده اند. که به نظر نمیرسد چندان با واقعیت انچه در پرده دیدیم تطابق داشته باشد. نریمان با این کار اخلاق گرایی را به تصویر نمیکشد بلکه به نوعی انتقام از جامعه ای بی رحم و بی مسئولیت  است که فردی در قامت قهرمان طبقه متوسط تمام تصورات افراد جامعه را به هم میریزد.

بازی «امیر آقایی» در فیلم شباهت زیادی به بازی او در فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت دارد و از این منظر برای او آورده چندانی ندارد و تکراری بهترین توصیف از بازی وی می تواند باشد.. اما بازی نوید محمد زاده که سابقا در نقش های پر از کنش و دیالوگی مثل ابد وی یک روز کار کرده بود به چشم میاید به خصوص بازی سکوت او که با گریم مناسب ، کاملا از وی چهره جدیدی میسازد . فضا سازی و کارگردانی به مراتب از اثر قبلی کارگردان جلوتر است. فیلم خوب شروع می کند بد ادامه می دهد و بدتر تمام می کند. همین هم باعث می شود از جایی  فیلم از  ریتم  بیافتد و تماشاگران سینما شروع به بازی با گوشی تلفن همراه و یا صحبت با یکدگیر میکنند.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید