به تعدادی «مرد زندگی» برای احیای چهره مردان در سینمای ایران نیازمندیم!

0
• محمدصادق باطنی

مرد ستون زندگی است. ستونی که در مشکلات مهمترین تکیه‌گاه اعضای خانواده است. حال اگر این ستون بریزد، خانه ناامن می‌شود و خانواده بی‌تکیه‌گاه. متاسفانه باید بگوییم که این روزها سینمای ایران خودآگاه یا ناخودآگاه به طرز عجیبی این تکیه‌گاه را نشانه گرفته است. به بعضی نمونه‌ها در جشنواره سی‌وپنجم توجه کنید:

در تابستان داغ  «فرهاد»، شوهر «نسرین»، مردی لاابالی و ژولیده است که شش ماه است به خانواده سر نزده، پول‌ها را دود می‌کند و بیکار است. تنها فایده‌اش در انتهای فیلم کشاندن یک جنازه از جلوی خانه به داخل یک پارک است. در  آزاد  به قید شرط ، مرد خانواده از زندان باز می‌گردد و به صورت مشروط آزاد می‌شود. اما در مسیر رعایت شرط آزادی‌اش دچار مشکلات فراوانی می‌شود و عن‌قریب است که تنها دخترش دوباره بی پدری را تجربه کند. در دعوتنامه ، «رضا» که یک بچه مریض دارد از فرط بیکاری به دزدی می‌افتد و چاقوکشی. در  کوپال ، دکتر «احمد کوپال» حیوان‌های تاکسی‌درمی شده‌اش را به زنش ترجیح می‌دهد و در بی‌توجهی‌های سوداگرانه‌اش پسربچه‌اش را از دست داده است.

در  آباجان «مش سلیمان» پدربزرگ خانواده روی تخت است و رو به موت، «هاشم آقا» (داماد مش سلیمان) کفترباز است و خانه‌نشین، «کاظم آقا« (داماد دیگر مش سلیمان) هم با اینکه معلم و رزمنده است، کمی جلوتر می‌فهمیم معتاد و زیرآب زن و آدم فروش و دنبال ارث و میراث هم هست. در  فراری ، «گلنار» می‌ترسد که اگر از تهران به شمال برگردد پدرش او را بکشد. در انزوا، پرویز افتاده بوده زندان و پس از مرگ زنش بازگشته تا فرزندانش را به کسی بسپارد، ولی هیچ کس او را به خاطر سابقه‌اش قبول نمی‌کند. در  بدون تاریخ بدون امضا «نوید محمدزاده» نقش پدری را بازی می‌کند که به خاطر مشکلات مالی گوشت ارزان برای بچه‌هایش می‌خرد و آخر سر یکی از این گوشت‌های ارزان مسموم از آب در می‌آید و بچه‌اش را می‌کشد.

در  مادری، «سعید» نمی‌تواند «گلنار» را درک کند؛ از سوی دیگر نامزد «نوا» به او خیانت می‌کند و می‌رود به سراغ مریم، دوست نوا. شوهرِ خاله هم که مرده، در زمان حیاتش خاله را درک نمی‌کرده. در  آذر ، شوهر «آذر» به خاطر کشتن غیرعمد پسرعمویش می‌افتد زندان و همه بارهای خانه می‌افتد روی دوش آذر. این وسط عموی شوهر آذر هم مردی مذهبی و بی‌منطق است که نه تنها رضایت نمی‌دهد بلکه می‌خواهد راه نفس زندگی آذر را هم ببندد. در پشت دیوار سکوت ، «آرش» خیلی راحت و بی دلیل به ستاره خیانت می‌کند و به خاطر پول به سراغ دختر دیگری می‌رود. بگذریم از سایر مردهای قلچماقی که تا می‌توانند از زنان مبتلا به ایدز سوء استفاده می‌کنند. در ماه گرفتگی ، داییِ «هادی» دائما سر و گوشش می‌جنبد و به نظر می‌رسد به همسرش خیانت کرده است. اگر هم نکرده باشد، زندایی دائما به او شک دارد و به دیده تردید می‌نگرد.

در  ماجان ، شوهر «ماجان» مخالف نگه داشتن بچه معلولشان است و حتی می‌خواهد او را بکشد که زندگی راحت‌تری داشته باشد. در زیر سقف دودی ، «بهرام» به عنوان مرد خانواده با زنش «شیرین» دچار طلاق عاطفی شده و به همین دلیل رفته و یک زن صیغه‌ای در خفا برای خود دست و پا کرده. بهرام اصولا آدم غیرمنطقی و غیر قابل تحملی است که اصلا نمی‌شود با او حرف زد. پسرشان آرمان هم کم از پدر ندارد و در پرخاشگری خیلی اوقات دست پدر را از پشت می‌بندد. در سارا و آیدا ، پدر «سارا» مرده، برادرش بعد از چندین بار ورشکست شدن و پول دیگران را بالا کشیدن گم و گور شده، نامزد «آیدا» تو زرد و کلاش و دزد و نامرد از آب در می آید، نامزد سارا هم صرفا یک راننده آژانس برای ساراست که عملا کمکی به سارا برای حل مشکلاتش نمی تواند بکند. در سدمعبر ، «قاسم» یک مامور سد معبر شهرداری است که در گذشته الکلی بوده و حالا انسانی پرخاشگر است که با وجود ادعای دوست داشتن خانواده، ولی نه عقل معاش دارد و نه می‌تواند شغل قبلی‌اش را حفظ کند، نه بلد است با مردمش درست تعامل کند و نه می‌تواند کار جدیدی پیدا کند و نه می‌تواند از پس نفسش در مواجهه با مال حرام بر بیاید.

تازه این ۱۶ فیلم از فیلمهایی هستند که تا اینجای جشنواره پخش شده‌اند و به نظر می‌رسد اصلا قرار نیست در سایر فیلمها اتفاق متفاوتی در قبال مردان خانواده رقم بخورد. البته از حق نگذریم چند مرد خوب داشتیم، مثل نقش «محسن تنابنده» در فیلم  فراری یا «کاوه» در فیلم  بدون تاریخ بدون امضا، اما نکته بسیار جالب این است که این مردها مجرد هستند و اساسا نسبتی با خانواده ندارند!!! برخی اوقات تفسیر در خودِ توصیف است و نیازی به زیاده گویی نیست. خودتان فرض کنید نشان دادن این کلیشه‌ها از مردان جامعه ما به عنوان «تصویر قالب»، می‌تواند چه بلایی را بر سر ستون مهمترین رکن جامعه ما یعنی خانواده بیاورد.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید