نقد فیلم های جشنواره برلین | پروفایل

0
نقدی بر فیلم پروفایل ساخته «تی‌مور بکمامبتوف»

فیلم «تی‌مور بکمامبتوف» که در آن خبرنگاری درباره زنانی تحقیق می‌کند که در فضای مجازی فریب می‌خورند و به سوریه کشانده می‌شوند، احمقانه اما موثر است.

سینما در حال حاضر دارد تصمیم می‌گیرد که چطور با این چالش روبه‌رو شود که زندگی مدرن و تجربه‌های مدرن بیش از پیش به صورت آنلاین اتفاق می‌افتند. فیلم جدید ماوراطبیعی و ترسناک‑مهیج لغو دوستی ایده‌ی خلاقانه‌ای داشت که تمام داستانش را روی یک صفحه‌ی کامپیوتر و به صورت همزمان نشان می‌داد؛ به‌نوعی نسخه‌ی جدیدی از فیلم‌هایی که در آن تصاویر ضبط‌شده‌ای پیدا می‌شود، و بین صفحات فیس‌بوک، اسکایپ و چت جابه‌جایی انجام می‌گیرد و اعلان‌های برنامه‌های مختلف صدای بیب و دینگ می‌دهند درحالیکه حضور وجودی شوم پررنگ می‌شود. «تیمور بکمامبتوف»، کارگردان روس (که در دهه‌ی اخیر برای فیلم‌های بی‌پروا و احمقانه‌ای مانند تحت تعقیب به هالیوود راه پیدا کرده بود) این روش را برای فیلم مهیجی استفاده کرده است که سوالی همیشگی می‌پرسد: وقتی پلیس‌ها یا خبرنگارانی که زندگی‌ای نامقبول دارند به عنوان جاسوس میان افرادی می‌روند که اتفاقاً با آن‌ها خوب برخورد می‌کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟

پروفایل بر اساس کتاب پرفروش و غیرتخیلی سال ۲۰۱۵، زیر پوست یک جهادی نوشته‌ی یک خبرنگار فرانسوی است که حالا تحت حفاظت شبانه‌روزی پلیس قرار دارد و نامش را به «آنا اِرِل» تغییر داده است. او داشت درباره پدیده افراطی شدن زنان جوان اروپایی در محیط آنلاین و کشانده شدن آن‌ها به سوریه تحقیق می‌کرد؛ «ارل» پروفایل دروغینی در فیس‌بوک ساخت و با یکی از فرماندهان ارشد داعش شروع به چت کرد که سعی می‌کرد او را به سوریه بکشاند و مدام وعده می‌داد که او را «عروس» خود خواهد کرد. بازی بسیار خطرناکی بود.

«بکمامبتوف» شخصیت این خبرنگار را بریتانیایی کرده است. «ایمی» (ولین کین) زندگی خصوصی پرمشغله‌ای دارد که به زیبایی تصور شده است – شغل آزاد، مسائل مالی، نامزدی وفادار اما خسته‌کننده و رئیسی بی‌تفاوت. این افراد همیشه باید از طریق اسکایپ حرف بزنند تا این روابط روی صفحه‌ی لپ‌تاپی جریان یابد که ما می‌بینیم. همه چیز ساختگی است اما تقریباً با هم جور درمی‌آید، اگرچه «بکمامبتوف» کمی با قطعات «گذر زمان» با سرعت بالا تقلب می‌کند. «ایمی» برای گزارشش اسم خودش را «ملودی» می‌گذارد، برای چت اسکایپ با این داعشی که پی‌اش را گرفته است حجاب می‌پوشد و آرایش غلیظ می‌کند، داعشی‌ای به نام «بلال» با بازی «شازاد لطیف»..

در دنیای واقعی، «ارل» در نهایت درخواست‌های پیوسته‌ی اغواگر جهادی مبنی بر رفتنش به سوریه را پذیرفت. اما به طور مخفیانه عکاسی همراه خودش داشت و می‌خواست تنها تا ترکیه برود تا عکسی دراماتیک از خودش بگیرد که به آن سوی مرز خیره شده است. اما اوضاع به هم ریخت و او فرار کرد.

حال، این بحران مرکزی – ترک امنیت نسبی صفحه‌ی کامپیوتر – بخش مهمی از نسخه‌ی فیلمی و تخیلی «بکمامبتوف» است. اما هیچ جایزه‌ای برای درست حدس زدن این به شما داده نمی‌شود که چرا «ایمی» نیاز داشت برود و «بلال» را ببیند و تا آمستردام هم پیش برود پیش از اینکه اصل این وضعیت وحشتناک مشخص شود. چه فایده‌ای دارد اگر خبرنگار نامحسوس تخیلی‌ای وجود داشته باشد که وسوسه نمی‌شود سنت‌های متفاوتی را بپذیرد؟

این روش کمی احمقانه است – چیز زیادی در فیلم‌نامه یا بازی وجود ندارد که ما را متقاعد کند که «ایمی» واقعاً دارد عاشق «بلال» می‌شود یا از زندگی دنیوی خودش در غرب فاصله می‌گیرد. و یک جا تغییری آشفته وجود دارد که متقاعدکننده نیست و در آن «ایمی» اول با بدگمانی قبول نمی‌کند که با مسئول پشتیبانی فنی کار کند تا بتواند گفتگوهای اسکایپ را ضبط کند چون این مسئول اهل سوریه است. «ایمی» درخواست می‌دهد شخصی دیگر با او همکاری کند و ظاهراً سردبیرش قبول می‌کند – اما بعد همین مسئول سوری در صحنه‌ی بعد ظاهر می‌شود و رابط کاری معمول او می‌شود. این تغییر ناگهانی تصمیمات به نحوی معقول در فیلم‌نامه نشان داده نشده است.

و با این حال… گفتگوهای میان «ایمی» و «بلال» ماهرانه اجرا شده‌اند و میزان مناسبی از تعلیق در فیلم وجود دارد که ما از خودمان می‌پرسیم دست «ایمی» رو خواهد شد یا خیر. منظره‌ی ساده‌ی آن صفحات مرورگر، با تمامی تصاویر سایت‌های اجتماعی کاذب، بسیار اضطراب‌آور می‌شوند وقتی که جزئی از ماجرای فیلمی درباره فریبکاری قرار می‌گیرند – درست مانند فیلم لغو دوستی. با این حال، آن فیلم که مسائل هویت و حضور واقعی را به تصویر می‌کشید، سطح جدیدی از تشویش را به نمایش می‌گذاشت. پروفایل فیلم مهیجی بسیار متدوال با کلیشه‌هایی بسیار متداول است.

• ترجمه اختصاصی نقد سینما

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید