به وقت شام | به وقت غیرت

1

نقدی بر به وقت شام ، آخرین ساخته «ابراهیم حاتمی کیا»
• دکتر مریم انصاری

اگر به دنبال یک صفت بگردیم که عده‎ای فیلم‎های انگشت‎شمار حقیقتا دفاع مقدسی این سال‎ها را به وسیله‎ی آن تحقیر و به گوشه‎ای رانده‎اند، باید از کلمه «شعاری» نام ببریم. اطلاق صفت شعاری و کلیشه‎ای به فیلم‎های دفاع مقدسی آنقدر «شعاری»  و تکراری شده که حتی گویندگانش هم دیگر آن را باور نمی‎کنند. اما سال‎هاست در سرزمینی که اساس و بنیان حکومت و مردمش بر اعتقادات مذهبی است، هر فیلمی که اعتقادی باشد، از سوی بخشی از اهالی سینما تمسخر می‎شود؛ ارگانی، سفارشی، دولتی، شعاری، کلیشه‎ای و نهایتا کمدی خطاب می شود.

چنین توصیفاتی از یک اثر، خون کارگردان را چنان به جوش ‎آورد که در اختتامیه جشنواره به روی سن بیاید و هنگام دریافت جایزه بهترین کارگردانی، با صدای بلند از وابستگی به این نظام و آرمان‎هایش بگوید و از داوری‎های هم‎صنفان خودش به خدا شکایت ببرد. اما باید دید آیا به وقت شام واقعا یک فیلم کمدی و کاریکاتوری است؟

فیلم نوزدهم حاتمی‎کیا، درباره یک ماموریت نظامی است که علی (خلبان ایرانی با بازی بابک حمیدیان) ابتدا به خاطر پدرش با آن همراه می‎شود و اتفاقا به خاطر علاقه زیاد به همسر و فرزندش نمی‎خواهد قدم در این راه بگذارد. اما به مرور و با پشت سر گذاشتن ترس‎ها و بحران‎ها و رو به رو شدن با ماهیت واقعی جبهه مقابل، چنان در این مسیر جدی می‎شود که در انتها با تصمیمی غیرمنتظره نبرد را به پایان می‎رساند.

اگر بخواهیم سختگیر باشیم، به همین حد از خاکستری بودن علی و گله‎های قدیمی او از پدرش درباره زیردست ماندن آن هم در میانه عملیات روی باند فرودگاه هم باید ایراد وارد کرد. اما این دیالوگ‎های اعتراضی علی به پدرش و مخصوصا ترس علی و نمایش آن با سفید شدن یک شبه موهای او در فیلمنامه گنجانده شد تا دیگر با ایراد مطلق بودن، سیاه و سفید بودن شخصیت‎ها، باورپذیر نبودن و در یک کلام، انسانی نبودن رانده نشود. جالب است به رغم این تمهیدات باز هم «به وقت شام» از سوی مخالفان به این اوصاف متهم می شود. احتمالا فقط در صورتی فیلم انسانی بود که علی در هواپیما پشیمان و معترض می‎شد و به داعشی‎ها می‎گفت حالا که دقیق فکر می‎کنم میبینم شما هم حق دارید و همه ما خوبی‎ها و بدی‎هایی داریم، اما در نهایت همه انسانیم و آرزو داریم. چیزی شبیه جملاتی که سال‎هاست از زبان سربازان ایرانی در فیلم‎های به اصطلاح دفاع مقدسی اما در واقع ضد جنگ می‎شنویم.

در مورد ژانر فیلم گفته می‎شود که نهایتا چیزی در حد اکشن‎های هالیوودی است. به وقت شام، هرچند در ظاهر یک اکشن جنگی با الگوی قهرمان پروری هالیوودی است، اما اصول سینمای اکشن  مانند ضعف انسان در برابر تکنولوژی، منطق سلاح برتر یا اصل نجات در لحظه آخر را ندارد و تصمیم پایانی علی، خلبان ایرانی،  در نبرد بر علیه داعش، تفاوت سبک و سیاق قهرمان پروری حاتمی‎کیا را کاملا عیان می‎کند.

چه بهتر که در این برهوت سینمای ایران که محدود به درام اجتماعی است، یک فیلم در خدمت آرمان‎ها با ظاهری اکشن و جذاب ساخته شود تا خیل کثیری از مخاطبین را به سینما بکشاند. اصلا اگر بنا به انتخاب باشد، همان اکشن امریکایی به رغم اینکه اصولش مورد قبول ما نیست، به مراتب برای مخاطب سودمندتر است تا فیلم‎های شبه‎روشنفکری که نه هیجانی دارند و نه امیدی برای رویا پردازی مخاطب. تنها قهرمان متصور در این فیلم‎ها مردی زیرپیراهنی به تن، که یا خمار است، یا خائن، یا در اکثر موارد هردو!

در «به وقت شام» شاهد ریتمی خوب، اجرایی قوی با جلوه‎های ویژه زیاد و سرگرم کننده، بازی‎هایی قابل قبول از بازیگرانی با چند ملیت و چند زبان، مخصوصا بازی بسیار خوب بابک حمیدیان (که گویا از شدت بداهت و روانی به چشم داوران نمی‎آید) و در یک کلام یک کارگردانی موفق هستیم. حاتمی‎کیا مخاطب را با علی و پدرش به نحوی همراه ‌می‎کند که در پایان برای تصمیم علی و علت چنین انتخابی، سر تعظیم فرود آورد. کارن همایونفر هم پس از تجربه موفق بادیگارد، نشان داد که با حاتمی‎کیا به وحدتی رسیده که می‎تواند حس مورد نیاز صحنه‎ها را با موسیقی به مخاطب منتقل کند.

از نکات مثبت فیلم نشان دادن ماهیت داعش و چند دستگی و تیپ‎های مختلف موجود در آن، پیوستن افراد بیمار روانی و افسرده و خشونت‎طلب اروپایی به داعش، حمایت مالی عربستان و امریکا از داعش و جنگ‎افروزی بیگانگان در منطقه، جلوه‎ی رسانه‎ای و تبلیغاتی داعش در جهان اطلاعات و اینترنت و به تصویر کشیدن چهره‎ای واقعی از داعش و جنایات آن‎هاست.

همینطور مقاومت و دفاع، آرمان‏گرایی و ملی‎گرایی،  شهادت‎طلبی، حق‎طلبی، دفاع از حرم حضرت زینب(س)، حمایت از کودکان در هر کجای دنیا که باشند و منطق مبتنی بر قرآن پدر علی در مذاکره با شیخ داعشی، در فیلم به نحو بسیار مناسبی مطرح شده است.

روشن است که این فیلم برنامه تحلیل خبری نیست که علل حضور نیروهای ایرانی در سوریه را توضیح دهد تا مخالفین، به ضرورت استراتژیک حضور نظامی ما در شام پی‎ببرند. همین که پدری بازگشته از جنگ ایران و عراق را نشان می‎دهد که بعد از جهاد در بوسنی، عراق، لبنان و حالا در سوریه، یعنی ادامه راه شهدا و انسان‎های حق طلب و تداوم آرمانخواهی، نشان داده شده است.

بنا بر همین دلایل است که به وقت شام فارغ از پیشقدم بودن ساخت فیلمی با موضوع داعش و نسبت ما با آن حائز اهمیت است، به واسطه تکنیک قوی و کارگردانی خوبش یک قدم بزرگ و موفق رو به جلو محسوب می‏شود و ما را به تداوم این مسیر امیدوار می‎سازد. مسیری که در آن از سویی شاهد غیرت و دفاع تمام قد جوانان ایرانی از حرم آل‎الله هستیم و از سوی دیگر شاهد غیرت فیلمسازی از نسل دفاع مقدس، که در زمانه تنگ نظری‎ها و کوته‎بینی‎ها، به تصویر کشیدن رشادت‎های مدافعین حرم را وظیفه خویش می‎بیند.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

۱ دیدگاه

یک پاسخ قرار دهید