خرگیوش | امشب مثل هر شب بود

0

نقد فیلم خرگیوش،  ساخته «مانی باغبانی»

• رضا پورحسین


«خرگیوش» فیلمی در ژانر کمدی است که در خلاصه داستان آن آمده: «امشب مثل هر شب نیست». فیلم به واسطه تخیلات ذهنی آرش (بابک حمیدیان)، نقش اصلی فیلم و محور داستان، وارد فضایی موهوم و سورئالیستی نیز می‎شود. خرگیوش در روایت داستانش با ضعف روبرو است. در دقایق ابتدایی فیلم با تعلیقی کوتاه آغاز می‎شود که ذهن مخاطب را به سوی موضوعی متفاوت با رکن اصلی داستان، سوق می‎دهد. سپس دغدغه اصلی کاراکتر و داستان را به تصویر می‎کشد و در قسمت عمده فیلم بدون داشتن متنی اصولی و فکر شده، برای نگه داشتن مخاطب، از طنز عبور کرده و وارد فضای فکاهی و استهزا می‎شود.

خرگیوش شاید در سینمای ایران نو باشد، اما مشابه تکنیک‎های آن در سینمای جهان وجود دارد. تعلیق‎ها و گره‎های کوتاه و پرتعداد فیلمنامه به سرعت فاش می‎شوند و همراه با ریتم و تمپو سریع، یادآور سینمای «گای ریچی» است. کارگردانی که در اواخر قرن بیستم با «قاپ زن» بر سر زبان‎ها افتاد و هم اکنون در آثار تخیلی و تاریخی خود، همچنان از آن ساختار پیروی می‎کند. خرگیوش همچنین به نحوی یادآور فیلم «قطاربازی» ساخته «دنی بویل» است. در فیلم قطاربازی هم کاراکتر اصلی فیلم مشکلات خانوادگی دارد. یک حلقه دوستانه وجود دارد که برای فرار از مشکلاتشان دور هم جمع می شوند، مواد مخدر و حتی تخیلات ذهن کاراکتر «اسپاد» نیز به گونه‎ای در این فیلم تکرار می‎شود؛ با این تفاوت که در فضای شهری محصور شده است.

بابک حمیدیان، در این فیلمِ شخصیت‎محور، وظیفه خود را به خوبی انجام می‎دهد، اما قربانی فیلمنامه ضعیف و ناتوان فیلم شده است. او از معدود بازیگران سینمای ایران است که توانایی بازی سخت و طاقت‏‎فرسا در فیلم‎های شخصیت‎محور را دارد و یکی از بهترین امتیازهایی است که یک کارگردان ایرانی می‎تواند در اختیار داشته باشد. حمیدیان توانسته است مخاطب را از طریق ذهن آرش وارد فضای سورئالیستی فیلم کند و با اندیشه پرتلاطم و ناآرام او روبرو ‎سازد. کاراکتر آرش در فیلم موفق بوده و تا حدودی ضعف بزرگ قصه‎گویی و ایجاد ارتباط با مخاطب را پوشش داده و به پوشاندن ابهامات فیلم کمک کرده است. فیلم سیر طنزگونه خود را نمی‎تواند حفظ کند و سر از دیالوگ‎ها و سکانس‎هایی درمی‎آورد که صرفا یک فکاهی به دور از رسالت اصلی آن است.

فیلم به خوبی مضامینی در تقبیح وضعیت فعلی مجامع انسانی را بیان می‎کند. خرگیوش به نقد وابستگی به فضای مجازی، شیوع مواد مخدر، شادی‎های زودگذر، دروغ، دورویی و ضعف روابط اجتماعی و خانوادگی می‎پردازد. خرگیوش زندگی یک معمار را در لایه‎ای از داستان خود دنبال می‎کند که نشانه‎ی کار او هر روز در مقابل دیدگان همه است؛ اما در بنا کردن و معماری زندگی کوچک خود مستاصل شده است. پزشکی که می‎خواهد درمانی برای درد انسان‎ها پیدا کند اما از واقعیت وجودی خود فرار می‎کند و از عهده‎ی کوچکترین مشکلات زندگی‎اش نیز برنمی‎آید.

مسائل فیلم به خوبی در نقد وضعیت انسان مدرن مطرح شده؛ اما روایت فیلم در بسط دادن آن‎ها ناتوان مانده است و مجبور به چنگ انداختن به هر ترفندی می‎شود تا داستان خود را به سرانجام برساند. «مانی باغبانی» برای نخستین بار در مقام کارگردان یک فیلم بلند ظاهر می شود. وی توانسته است در این عرصه به مراتب موفق تر از نویسندگی عمل کند. بزرگترین مانع موفقیت «مانی باغبانی» در نخستین اثرش، متن ضعیف نوشته شده توسط خودش است. کارگردانی در دکوپاژ و بازی گرفتن متناسب با داستان از بازیگران، موفق بوده است.

فیلم در قسمت عمده و میانی خود آنقدر مخاطب را درگیر خنداندن و خندیدن می‎کند که حتی تعلیق بلند قصه که پیرامون رابطه‎ی کاراکترها از ابتدا تا انتهای فیلم سوالاتی را برمی‎انگیزد و نقاشی معمایی که با آن فیلم را به پایان می‎رساند، به چشم بیننده نمی‎آید. به عبارت دیگر قصه در میان روایت هجو و گیشه پسند و حال و هوای ابزورد خود دست و پا می‎زند و در انتها نیز چیزی جز دیالوگ‏های فکاهی باقی نمی‎ماند. این تناقض چشمگیر شب هنری باغبانی را همچون سایر نوشته‎هایش ناموفق می‎ماند.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

mm

نقدسینما محفلی است که می‌کوشد تولیدات رسانه‌ای ایران و جهان اعم از سینما، تلویزیون و... را همواره با نگاهی نقادانه و منصفانه بررسی کند. باشد که این تلاش اندک ولی صادقانه، مخاطب را جهت انتخاب درست و بهبود فرآیند «دیدن» یاری نماید.

یک پاسخ قرار دهید